http://www.atava-arta2.blogfa.com
توسط جاهليني فيلتر شده كه فكر ميكنند ميتوانند جلوي حركت حق و عدالت را بگيرند و يا لحظه اي اين حركت را متوقف كنند !!
.....
گر همگان با تمامي ذرات وجودشان چه در موجودات جان و چه جهان نيمه جان هرگز قادر به ايستادگي در برابر حركت (( حق و عدالت ))نبوده و نيستند زيــــرا كه اين راه به پر تواني فَراباز راه انساني است،
بىاحترامى به انسانها رنج انسانها
معنى انسانيت!؟
به اين دنيا بايد چيزى غير از صداى توپ و نفس بدبوى ماشين بدهيم
ولى نخست بايد ضرب و آهنگ خود را بشناسيم
|
|
همه در تحت امر خداوندِ قدوس آقا ابراهيم ميرزايى
هِى حىُّالحضورِ واجبُالوجود
السلام
مؤمنين
شأنُالجلال
شأنُالعظيم
شأنُالنورُالإيمانُالتكليفِ اكبرِ الهىِ نيروُالوحدتُالأحسنُالأطهرُالوجودِ مؤمنين
شأن آفريندار
أحسنتُالحسنات
رضىُالله
![]()
![]()
ـاز آغاز سال تحصیلی جدید و در یک ماه گذشته ۶ دانشجوی دانشگاه شریف با احکام کمیته انضباطی از تحصیل محروم شدهاند. اتهام این دانشجویان شرکت در تجمع هفتم مهرماه دانشگاه شریف در اعتراض به حضور کامران دانشجو، وزیر علوم است. این دانشجویان ضمن آنکه برای یک نیم سال از تحصیل محروم شدهاند، در این مدت حق ورود به دانشگاه را ندارند. در پی این موضوع، بیش از ۲۵۰۰ نفر از دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف با امضای نامهای سرگشاده خطاب به ریاست این دانشگاه، خواستار تبرئه دانشجویان محروم از تحصیل شدهاند. ۴۰ گروه دانشجویی (اعم از شوراهای صنفی، انجمنهای علمی، گروههای فرهنگی و هنری، گروههای فوقبرنامه) دانشگاه صنعتی شریف نیز درخواست مشابهی را براى رئيس دانشگاه مطرح کردهاند. این حرکت و هم نظری این تعداد دانشجویان دانشگاه شریف و اعتراضهای آنان تاکنون در این دانشگاه سابقه نداشته است.
(۳۰ـ۷ـ۸۸) ايران پرس نيوز
ـ بیش از ۹۰ نفر از اساتید دانشگاه رازی کرمانشاه با ارسال نامهای به رئیس دانشگاه، خواستار لغو احکام انضباطی صادره برای فعالان دانشجویی آن دانشگاه شدند.
(۳۰ـ۷ـ۸۸) کرمانشاه پست
ـ صبح روز چهارشنبه ۲۹ مهرماه كارگران كارخانهى مهيامان اصفهان كه واقع در شهرك صنعتى مورچه خورت مىباشد، در اقدامى اعتراضى به پرداخت نشدن حقوق و مزاياى ۱۰ ماههى سال جارى در مقابل استاندارى اصفهان دست به تحصن و اجتماع زدند و خواستار احقاق حقوق خود شدند.
(۳۰ـ۷ـ۸۸) آژانس اين خبر
![]() |
ـ برچسبهای تحريم صندوقهای جمعآوری صدقه جهت مبارزه با سوخت رسانی به ماشين سرکوب رژيم
(۳۰ـ۷ـ۸۸) divarnevis.com
![]() |
![]() |
ـ كارگران کارخانه لوله چدنی اهواز صبح امروز در اعتراض به عدم پرداخت حقوق ۱۰ ماهه از سوی مسئولین کارخانه در میدان شهدای اهواز، خیابان نادری، طالقانی، ۳۰ متری تجمع اعتراضی برپا کردند. لازم به ذکر است که در این تجمع، کارگران با تجمع خود خیابان نادری را مسدود کردند. در این تجمع اعتراضی مزدوران گارد ضد شورش که به دور تجمعکنندگان حلقه زده بودند، چهرهای متفاوت از تجمع روز گذشتهى این کارگران را به نمایش گذاشتند و این تجمع بدون درگیری به مدت ۳ ساعت ادامه داشت.
(۳۰ـ۷ـ۸۸) خبرگزاری هرانا، مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران
دنيا براى حفظ و بقاء بايد زير پرچم حق و عدالت و حفظ خداوند متعال قرار گيرد
تاريخِ گروهكهاى سياسى ساختارِ ضديت با هوشِ بديها است.
تضادهاى بين گروههاى سياسى ايرانى بگونهاى است كه متفكرين ايرانى در غرب اعتراف بر اين دارند كه وحدت و شخصيت و حفظ ملت و فرهنگِ آن و ... در بين آنها وجود ندارد. هر كس براى خود با پرتاب نظراتى بدونِ تحقيق و تجربه، جلسات مابين خود را به ويرانى مىكشاند
ـ بررسى اتحاد بىنتيجهى گروههاى سياسىِ مخالف رژيم جنايتكار ايران در سالهاى گذشته:
اتحادها در مبارزات سیاسی ایران کمتر با کامیابی و توفیق همراه بودهاند. دامنهى تأثیر آنها نیز چندان برجسته نبوده است. برخی از تلاشهای اخیر گرچه هنوز از تحولی کیفی در این زمینه خبر نمیدهند، ولی قابل اعتنا تلقی میشوند. بسیاری بر این عقیدهاند که تشتت و تفرقهى گروههاى مخالف رژيم ایران، عمری به درازای این رژيم دارد. دلایل متفاوتی برای این موضوع عنوان میشود: استبدادزدگی که با تاروپود رفتار شهروندان عادی و کوشندگان سیاسی درآمیخته و مانع از رشد فرهنگ همکاری در میان آنهاست، خیالپردازی و کمآشنایی فعالان سیاسی و مردم عادی با سیاستورزی مدرن که سازش و توافق بر سر حداقلها از مبانی آن است، عدم امکان تماس نزدیک گروههاى سیاسی با جامعه و نشناختن ذهنیت و مطالبات واقعی مردم و حد آمادگیشان برای بدستآوردن این مطالبات، شکاف و عدم گفتگو میان گروههای دمکرات سکولار و مذهبی جامعه، و...
یک اقدام با پرسشهای بیشمار: شاید همهى این عوامل به کثرت شگفتانگیز دستهها و گروههای کمتوان سیاسی در درون و برون ایران دامن زدهاند و زمینهساز شکستی بودهاند که تلاشهای متعدد سیساله گذشته برای ایجاد اتحاد و همگرایی میان گروههای اپوزیسیون چه در داخل و چه در خارج، با آن روبرو شده است. از همین رو در ژانویهى سال ۲۰۰۴، زمانیکه شماری از فعالان سیاسی و چهرههای دانشگاهی در خارج از کشور بنای تشکلی را گذاشتند که در برگیرندهى همهى افراد جمهوریخواهی باشد که بگونهای مسالمتآمیز بدنبال تحول سیاسی در ایران هستند، بدبینیها و تردیدها به موفقیت چنین تلاشی فوراً نمایان شدند. پرسش این بود که آنچه "شکست پروژهى اصلاحطلبان رژيم" خوانده میشد یا تحولات منطقه در پی حملهى امریکا به عراق و نگرانی از تکرار چنین رویدادی برای ایران یا تشدید تلاشهای سیاسی هواداران احیای سلطنت چه سهمی در انگیزهى تشکیل چنین گروهی دارند؟ و اصولاً وجه ایجابی چنین تشکلی چیست؟ این سؤال به پرسش دیگری راه میبرد که: راهبرد این تشکل چیست؟ گفتمانسازی؟ دخالت فعال در سیاست؟ و اگر قرار است تشکل تازه برای درگیر شدن در جریان سیال و جاری سیاست ایران باشد، هدفش چیست: اصلاح رویکرد رژيم یا تعویض رژيم؟ رابطهاش با اصلاحطلبان درون رژيم و تجربهى آنها چیست؟ میان دیدگاههای متفاوتی که در بین فعالان تشکل نوپا در این باره وجود دارد، چگونه پل زده خواهد شد و آیا همین تفاوت بسان بسیاری از موارد دیگر در ایران، بجای قوت، نطفهى شکست نیست؟ تشکل جدید با سازمانها و گروههای سابقهدارتر چه مناسباتی برقرار خواهد کرد؟ و ...
تمایزها و تشابهها با تجارب قبلی: به لحاظ ساختار تشکیلاتی این گروه نیز سؤالهای متعددی مطرح بودند: این گروه قرار است حزب باشد؟ سازمان باشد؟ ساختاری شبکهای داشته باشد؟ یا... بعلاوه این تشکل مشکلات دوریاش از جامعهى ایران را چگونه حل خواهد کرد؟ آیا صرف اتکا به رسانههای نوین جایگزینی برای رابطهى مستقیم با جامعه تواند بود؟
اجلاس تأسیسی ژانویهى ۲۰۰۴ نتوانست به این پرسشها پاسخی روشن و قاطع بدهد، اما این ویژگی را داشت که مبانی ارزشیای را برجسته کند که تا آن زمان کمتر مورد تأکید و ابرام قرار گرفته بودند. استقرار جمهوری پارلمانی که در آن رأی مردم تنها ملاک باشد و «اصل تناوب قدرت و انتخابی بودن سران کشور و دولت، هرگونه ادعای امتياز موروثی، دينی و مسلکی را در امر رژيم بیاعتبار میسازد»، دستیازی به شیوههای صرفاً مسالمتآمیز در مبارزهى سیاسی به شمول همهى اشکال مقاومت مدنی و... از جملهى این ارزشهای مورد تأکید بودند. اینکه برای اولین بار در دهههای اخیر، چهرههایی با پیشینههای مختلف سیاسی از طیف چپ تا ملیگرايان لائیک و مذهبی در این اجلاس گرد آمدند و در بحثها و تصمیمگیریهای آن شرکت کردند نیز، از دیگر شاخصههای اجلاس بنیادگذاری «اتحاد جمهوریخواهان ایران» در سال ۲۰۰۴ تلقی میشد. شکلگیری آن، فعالیتهای رقابتآمیزی را نیز در میان طیفهای چپتر و راستتر اپوزیسیون برانگیخت. گروهی از آنها با این انتقاد که اين گروه به سود «براندازی کل رژيم قاطع و مصمم موضع نگرفته»، در «طرح مشکل ملی و قومی در ایران و نحوهى توزیع قدرت راه حل قاطع و شفاف ارائه نکرده» و با این پیشبینی که مخاطبان این تشکل به "اقشار میانی و مرفه شهری محدود خواهند بود"، تشکلی موازی و مستقل به نام "اتحاد جمهوریخواهان لائیک و دمکرات" بوجود آوردند. از دیگر سو، گروههای مشروطهخواه و سلطنتطلب نیز سعی کردند با مسکوت گذاشتن نظام مطلوب خود در برنامهها و شعارهای تبلیغاتیشان، از میان نیروها و فعالان سیاسی جمهوریخواه یارگیری کنند.
تأثیرپذیری از مشکلات: همایشهای دوم و سوم اين گروه در تدقیق سیما و ساختار این تشکل گامهایی به پیش نهادند، اما به لحاظ تأثیر این گروه در فعل و انفعالات سیاسی کشور، آن انتظاری را که اجلاس نخست برانگیخته بود برآورده نکرد و آن استقبال و شور و شوق قسماً غیر واقعی اولیه نیز طبعاً رو به کاهش رفت. گرچه تشکیل اين گروه در محافل سیاسی درون ایران هم بیبازتاب نماند، ولی هم انسداد سیاسی داخلی که مانعی برای تماس مستقیم و بلاواسطه با جامعهى ایران بود، هم تنوع و چندگانگی فکری و نظری درونی در تلفیق گهگاهی با اثرات گهگاه پر رنگ رسوبات دستهبندیها و کشاکشهای سابق به هنگام موضعگیری در برابر روندها و مسائل بعضاً حاد سیاسی روز و هم فقدان کادرهای حرفهای سیاسی که فعالیتی یکسره حزبی داشته باشند و... همه و همه این تحلیل را دامن زده است که «اتحاد جمهوریخواهان» برآمدی متناسب با ظرفیتها و توان بالقوهى خود ندارد. این کاستیها گهگاه سبب شدهاند که هالهای از سکون و رکود بر فعالیتهای بیرونی اين گروه حاکم باشد. البته بنا به شواهد، تشکلهای رقیب از این مشکلات بیش از «اتحاد جمهوریخواهان ایران» متأثر بودهاند، و طبعاً کارنامهى آنها نیز کممایهتر مانده است... نویسنده: فرید وحیدی
(۳۰ـ۷ـ۸۸) رادیو آلمان
زهقُالباطل و بدىها، وسوسهها، فتنهها، شرُالشرارتها، اَهرَنِ بهانهها و توطئهها و بحث و جدلها و نظرپراكنىِ نادانى و جهالتها بالعملُالضالينُالشيطان والشياطينُالباطل اندر انهدام الحكمِ دارُالبوار
ـ سخنگوی سازمان انرژی اتمی رژيم جنايتكار ايران، امروز انجام هرگونه گفتگو میان این رژیم و اسرائیل در مورد مسئلهى هستهای را تکذیب کرد. بنا بر این گزارش، شیرزادیان خبر روزنامهى اسرائیلی هاآرتص مبنی بر نشست هیئت اسرائیلی با هیئت رژيم ايران در حاشیهى نشست قاهره را بیاساس دانست و گفت: این دروغ نوعی عملیات روانی است که برای تأثیرگذاری روی موفقیت دیپلماسی رژيم جنايتكار ايران در نشستهای ژنو و وین طراحی شده است. پیشتر سخنگوی کمیسیون انرژی اتمی اسرائیل اعلام کرده بود که در ماه سپتامبر گذشته یک مقام عالیرتبۀ رژيم ايران با یک نمایندۀ این کمیسیون دربارۀ برنامۀ هستهای رژیم تهران گفتگو کرده است. به گزارش رادیو فرانسه، سخنگوی این کمیسیون به خبرگزاری فرانسه گفته است که این ملاقاتها میبایست مخفی میماندند ولی مقامات استرالیا که برگزارکنندۀ این دیدارها بودهاند، فاش ساختن آنرا لازم دانستهاند. او گفت: نمیتواند دربارۀ جزئیات گفتگوهای انجام شده خبر بیشتری بدهد. روزنامۀ اسرائیلی هاآرتص نوشته است علیاصغر سلطانیه، نمایندۀ رژيم ايران در آژانس بینالمللی انرژی اتمی و مایراوزفری اودیز، رئیس بخش کنترل سلاحهای اتمی کمیسیون انرژی اتمی اسرائیل، با حضور تنی چند از اعضاء آژانس در یک هتل در قاهره در روزهای ۲۹ و ۳۰ سپتامبر با یکدیگر ملاقات و دربارۀ خلع سلاح هستهای در منطقه گفتگو کردهاند. به نوشتۀ هاآرتص نمایندگان اردن، مراکش، تونس، مصر، عربستان سعودی و نیز نمایندگان امریکا و اتحادیۀ اروپا نيز در این نشست شرکت داشتهاند. این روزنامه به نقل از یک شاهد عینی نوشته است که در این نشست علیاصغر سلطانیه مستقیماً از نمایندۀ اسرائیل پرسیده است "آیا اسرائیل بمب اتمی دارد"؟ و نمایندۀ اسرائیل بدون آنکه جوابی بدهد تنها لبخند زده است.
(۳۰ـ۷ـ۸۸) خبرگزاری فرانسه
ـ «دولتى که مديران آن بطور متوسط بالاى ۱۶ ساعت در روز کار مىکنند، خود را آماده کرده است و مىتواند همهى اين طرحها را در دو يا سه سال به اتمام برساند.» (روزنامهى ايران، شماره ۳۴۱۳ـ۱۵ـ۱۲ـ۸۴) اين جملات بخشى از سخنان احمدى نژاد در اسفندماه سال ۸۴ است. بر اساس گزارش نظارتى معاونت برنامهريزى که مرکز پژوهشها آن را منتشر کرده، پروژههاى عمرانى ملى در دست اجرا از ۳ هزار و ۴۰۶ پروژه در سال ۸۵ به ۵ هزار و ۱۴ پروژه افزايش يافته است. گزارش نظارتى معاونت برنامهريزى اذعان دارد در سال ۸۵ بايد ۱۱۴۲ پروژه خاتمه مىيافت اما دولت توانسته ۵۹۱ پروژه را خاتمه دهد. اين در حالى است که دولت ادعا داشت با اختصاص بودجهى عمرانى لازم مىتواند ظرف دو يا سه سال تمام طرحهاى عمرانى نيمه تمام را خاتمه دهد. تعداد طرحهاى نيمه تمام در سال ۸۴ برابر اعلام دستگاههاى مسئول حدود ۹ هزار پروژه بود. با فرض زمان سه ساله که از سوى دولت بعنوان حداکثر فرصت ياد شده بود دولت در سال ۸۵ بايد سه هزار پروژه را تمام مىکرد اما اين اتفاق نه تنها نيفتاده بلکه تعهدات دولت در بودجهى سال ۸۵ هم عملى نشده است. وضعيت در سال ۸۶ به مراتب بدتر از سال ۸۵ بود. در سال ۸۶ تعداد پروژههايى که بايد خاتمه مىيافت ۱۴۸۴ پروژه بود اما دولت فقط ۴۱ درصد از پروژه را توانست به پايان رساند. در واقع درصد پروژههاى خاتمه يافته در سال ۸۶ در مقايسه با سال ۸۵ که ۵۱ درصد بوده کاهش ۱۰ درصدى داشته است. نکتهى ديگر در خصوص طرحهاى عمرانى ملى در دست اجرا براى سال ۸۶ است. گزارش معاونت برنامهريزى تصريح دارد که در اين بخش ۶۵ درصد از طرحها عقبتر از برنامهى زمانى هستند. چرا دولت برغم دستيابى به اعتبارات مورد مطالبهى خود ادعاهاى مطرح شده را عملى نکرد؟ ظاهراً قضاوت با مردم است.
(۳۰ـ۷ـ۸۸) اعتماد
ـ پس چی شد اون حق مسلم ما؟؟ یک زمانی قرار بود ما ذرهای از مواضع هستهای خود عدول نکنیم. قرار بود تعلیق غنیسازی خط قرمز ما باشد. قرار بود انرزجی! هستهای حق مسلم ما باشد. پس چی شد؟! لابد جنايتكاران رژيم فردا میگویند: غربیها میخواستند ۱۰۰ گرم از سهمیهى اورانیوم غنیشدهى ما را کم کنند که ما با اقتدار و صلابت قبول نکردیم و آنها بالاخره مجبور شدند نیم کیلو اضافهتر به ما بفروشند! کارهای این رژيم مثل مرد معتادی است که زورش فقط به زن و بچههایش میرسد و هر روز آنها را زیر مشت و لگد میگیرد ولی وقتی بیرون میرود برای نیم مثقال تریاک به هر کس و ناکس التماس میکند، بچههای ولگرد توی خیابان اذیتش میکنند، کلاهش را برمیدارند و فرار میکنند ولی او جرأت مقابله با آنها را ندارد ولی درعوض وقتی به خانه برمیگردد تلافیاش را سر زن و بچهاش در میآورد!
(۳۰ـ۷ـ۸۸) وبلاگ ملاحسنی
ـ واقعاً رژيم در چه وحشتى بسر مىبرد!!! هر ساله در شهر محلات، جشنوارهى بادبادكها برگزار مىشود، اما جشنوارهى امسال با حادثهى عجيبى همراه بود. جوان ۱۹ سالهى محلاتی که طی۵ سال گذشته در این جشنواره شركت مىكرد در اين دوره نيز با بادبادک سفیدرنگ و مزین به شعار یاحسین قصد شرکت در این جشنواره را داشت، با ممانعت مزدوران امنیتی مواجه شد و دستور بازداشت او از طرف فرماندهى پليس منطقه صادر شد! نکتهى بسیار جالب و حائز اهمیت اینجاست که همین جوان در دومین جشنوارهى بادبادکهای شهرستان محلات با همین بادبادک مزین به شعار یاحسین حضور داشت و در آن سال مسئولین از این جوان بخاطر حمل این بادبادک مذهبى، تقدیر و تشکر بعمل میآورند و بنا به خواست فرماندهى پليس منطقه عکسی به یادگار نیز گرفته میشود، اما در روز جمعهى گذشته دستور بازداشت این جوان بخاطر حمل همان بادبادک توسط فرماندهى پليس صادر میشود. پس از پيگيرى خانوادهى اين جوان، و بعد از ۲۴ ساعت وى آزاد مىشود.
(۳۰ـ۷ـ۸۸) سایت امروز
ـ سازمان ملل متحد روز چهارشنبه اعلام کرد: طی سال ۲۰۰۸ چهارده تن هروئین و ۴۵۰ تن ترياک در ايران به مصرف رسیده است که این کشور را به بزرگترين مصرف کنندهى مواد مخدر در جهان تبدیل کرده است. همچنين نيمی از هروئین جهان در اروپا و روسيه به مصرف میرسد و ۴۲ درصد از مصرفکنندگان ترياک در ايران بسر میبرند. هروئین و ترياک سالانه باعث مرگ ۱۰۰ هزار نفر در جهان میشود.
(۳۰ـ۷ـ۸۸) رادیو فردا
ـ در پى اعلام سازمان مسكن و شهرسازى استان تهران مبنى بر «تأخير در اجراى پروژههاى مسكن مهر» مديرعامل اتحاديهى تعاونىهاى مسكن استان تهران اعلام موضع كرد و گفت: اگر سازمان مسكن و شهرسازى در تحويل زمين مشكلى ندارد پس چرا پس از گذشت دو سال ۹۸ درصد تعاونىهاى باقيمانده فاقد زمين هستند؟ به گزارش ايسنا، وى عدم تحويل بموقع زمين توسط اين سازمان را عامل اصلى تأخير دانست و گفت: شرط اول شروع عمليات اجرايى، داشتن زمين است و جز تعداد ۸ شركت تعاونى كه به تازگى موفق به تحويل زمين شدهاند و پيشرفت آنان نيز چشمگير بوده، به هيچ شركت تعاونى زمين تحويل نشده است. وى تصريح كرد: تا به امروز اتحاديهى مسكن مهر استان تهران بواسطهى جلوگيرى از آشفتگى ذهن متقاضيان، از كمكارى سازمان مسكن و شهرسازى مطلبى منتشر نكرده است اما وقتيكه مقامات وزارت مسكن كندى پيشرفت را به سوء مديريت مديران شركتهاى تعاونى كه حتى به آنان زمينى تحويل نشده نسبت ميدهند، ديگر سكوت بىمعنى است!
(۳۰ـ۷ـ۸۸) آفتاب یزد
ـ هشدار سازمان نظام پزشکی نسبت به کمبود دارو در ایران: قائم مقام سازمان نظام پزشکی ایران روز سهشنبه در پنجمین همایش سالانهى سرطان ایران گفت: مجموعه یارانههای حوزهى سلامت با ۵۶ میلیون دلار کاهش از ۳۱۳ میلیون به ۲۵۷ میلیون دلار رسیده است. وى پیشبینی کرده است که با توجه به این کاهش در یارانههای دارو در ایران «در نیمهى دوم سال جاری با کمبود یارانه و دارو مواجهیم». اين در حالی است که هفتهى گذشته نیز رئيس كميسيون بهداشت و درمان مجلس در نامهاى خطاب به احمدىنژاد نسبت به احتمال ورشكستگى شركتهاى دارويى در ايران هشدار داده بود. در اين نامه، رئيس كميسيون بهداشت و درمان مجلس ميزان مطالبات شركتهاى دارويى از واحدها و مراكز پزشكى بخش دولتى را حدود سه هزار و ۳۲۲ ميليارد ريال اعلام کرده بود. در همین زمینه خبرگزاری کار ایران، ایلنا روز سهشنبه اعلام کرد که دارو از شمول لایحهى هدفمند کردن یارانهها که هماکنون در مجلس در حال بررسی است خارج شده است. قائم مقام سازمان نظام پزشکی ایران همچنین «وضعیت بیمهای نامناسب و پوشش ناکافی بیمه» را از دیگر مشکلات کشور در زمینهى سلامتی و بهداشت عنوان کرده است.
(۲۹ـ۷ـ۸۸) رادیو فردا
ـ ایران در مرز کسب مقام اول جهانی نابودی تالابها: تالابهای ایران شرایطی بحرانی دارند. هر روز خبر نابودی یکی از تالابها در گوشهای از کشور به گوش میرسد، اما سازمان حفاظت محیط زیست بعنوان متولی اصلی نظارت و حفظ این منبع طبیعی، عکسالعمل مناسبی برای جلوگیری از بروز فاجعهى زیست محیطی از خود نشان نداده است. این در حالی است که فعالان محیط زیست مهمترین علل نابودی تالابها در ایران را احداث سد، حفر چاههای غیر مجاز، تغییر کاربری اراضی و افزایش رسوب در تالابها میدانند. هر تالابی که خشک میشود، رشد فرسایش خاک را افزایش میدهد، تعادل دمای هوا و آبهای زیرزمینی شور و شیرین را به هم میزند و سبب ساز افزایش انتشار گازهای گلخانهای میشود. کارشناسان معتقدند تالابها و اکوسیستمهای آبی کشور سرمایههای با ارزشیاند که تنظیم آبهای زیرزمینی در محیط پیرامون، تعدیل میکروکلیما، شکار، صید پرندگان آبزی و ماهیان، تأمین منابع دام و همچنین حصیربافی و... در گرو حفاظت منطقی از آنهاست. حفظ این سیستمهای پیچیدهى اکولوژیک و سود جستن از منابع بیشمار اقتصادی، اکوتوریستی، ژنتیکی و... تنها منوط به مطالعه و شناخت دقیق تالابها است. کشور ما به دلیل ویژگیهای جغرافیایی و تأثیر عوامل اقلیمی که سبب شده تا جزء مناطق خشک جهان محسوب شود، دارای چنان رشد سریعی در روند تخریب و انهدام منابع طبیعی بوده که سیاستها و برنامهریزیهای دورنگر را نیز تحتالشعاع قرار داده و نام تالابهای ایران (آلاگل، اولماگل و آجیگل، تالاب انزلی، انتهای جنوبی هامون پوزاک هامون صابری و هامون هیرمند، نیریز و کمیجان، شادگان، خورالعمیه و خورموسی، شورگل، یادگارلو و درگه سنگی) را در فهرست مونترو قرار داده که شامل اسامی تالابهای در معرض خطر و انقراض است. ایران و یونان در صدر این فهرست قرار دارند اما با وضعیتی که شاهد هستیم بیگمان در آیندهای نه چندان دور چند تالاب دیگر نیز به این فهرست اضافه خواهند شد و ایران به تنهایی این عنوان را از آن خود خواهد کرد.
(۲۹ـ۷ـ۸۸) روزنامهى سرمایه
ايرانيان به شبكههاى رسانههاى گروهى بعنوان تفريح و گذر زمان نگاه ميكنند و رسانههاى گروهى خارج از ايران هم به بىارزشىِ خود پى بردهاند
ـ نظر يك هموطن از تهران: رژیم ايران میلیونها دلار دستگاههای ارسال پارازیت و فیلترینگ میخرد که ما رادیو و تلویزیونهای برون مرزی را نشنویم و به سایتهای خبری دسترسی نداشته باشیم. غافل از اینکه مردم ما مدتهاست اعتمادشان به بسیاری از این رسانهها بویژه رسانههایی که بودجهشان از سوی دیگر دولتها تأمین میشود را از دست دادهاند. این رسانهها نه در خدمت مردم ایران و نه حتى در خدمت ملت خودشان هستند. آنها یک بساط فریبکاری گستردهاند که فقط منافع ديكتاتورهاى سياسى و اقتصادى دنيا را تأمين نمايند.
(۲۹ـ۷ـ۸۸) ايران پرس نيوز
بشر نه فقط آن مفهومى است كه از خود در ذهن دارد بلكه همان است كه از خود مىخواهد ... بشر هيچ نيست مگر آنچه در خودآيى خود مىسازد
ـ صفار هرندی (وزیر فرهنگ و ارشاد دورهى اول احمدی نژاد) زمانى به دانشکده فنی دانشگاه تهران وارد شد كه دانشجویان معترض بصورت صفی درهم فشرده در وسط سالن ایستاده بودند و با ورود او شعارهای "مرگ بر دیکتاتور"، "ننگ ما، ننگ ما، وزیر فرهنگ ما"، "مرگ بر تو" و... سر دادند و مانع از سخنرانی وی شدند. صفار هرندی مجال سخنرانی نیافت. تنها در میان شعار معترضین تکههایی را در دفاع از دولت احمدی نژاد بیان میکرد که متناسب با آن، با شعارهای دانشجويان معترض روبرو میشد. مثلاً در زمینهى اینکه تعداد آرا و عدم تقلب، با شعارهایی نظیر "دروغگو، دروغگو، ٦٣ درصدت کو؟!" و "بیسواد" مواجه میشد. یا در مقابل بحث نقش امریکا در اعتراضات اخیر با شعار "مرگ بر روسیه" مواجه میشد. در مقابل ادعای وی در زمینهى کارآمدی و برتری کابینهى احمدی نژاد، دانشجویان شعار "هر کی که بیسواده، با احمدی نژاده" سر میدادند. دانشجویان شعارهایی نظیر: "نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران" را مقابل بحث صفار هرندی مبنی بر اینکه شعار روز قدس را عوض کردند، سر دادند و وقتیکه دانشجویان بسیجی شعار میدادند یا در دفاع از صفار هرندی اقدام مینمودند شعار "دانشجوی سهمیه بهتر از این نمیشه" را سر میدادند. در میان برنامه بسوی وی لنگه کفش پرتاب شد و جو تا پایان برنامه بسیار متشنج بود. دانشجویان با ادامهى شعارهای خود در ساعت ٤ سالن را به سمت حیاط ترک کردند.
(۲۹ـ۷ـ۸۸) آژانس ايران خبر
ـ به نظر میرسد با وجود صدور احکام سنگین زندان برای فعالین، مبارزات مردم ایران بر عليه رژيم جنايتكار علنی و گستردهتر دنبال میشود. دیروز و امروز جمعی از جوانان اقدام به توزیع اعلامیههای دعوت به تظاهرات ۱۳ آبان در برخی از تقاطعهای پر رفت و آمد شهر تهران کردند. تنوع، سادگی و در عین حال گستردگی فعالیتهای جوانان، رژيم جنايتكار را با درماندگی مواجه کرده است. در همین راستا گسترش اعتراضات دانشجویی در سطح دانشگاههای کشور نیز بر مشکلات رژيم افزوده است.
(۲۹ـ۷ـ۸۸) سایت رویداد
ـ بدنبال كشته شدن ۳ دانشجوى دانشگاه علوم تحقيق فارس كه ناشى از اشكال فنى اتوبوس بود دانشجويان نگذاشتند سرويسهاى دانشگاه از آنجا خارج شوند و بناچار ايادى وابسته به رژيم از دربهاى فرعى سرويسها را خارج كردند. دانشجويان اين دانشگاه روزهاى سهشنبه و دوشنبه به دليل اعتراض كلاسها را تعطيل كردند.
(۲۹ـ۷ـ۸۸) Ghasedane AZADI's Notes
از يك طرف امريكا به ايران اعلان نموده كه وارد صحبت شوند و از سوى ديگر كسانى را كه با رژيم ايران مبارزه دارند و اثر مستقيم براى انهدام اين رژيم جنايتكار عمل مىنمايند، امكانات آنانرا محدود و مسدود مىنمايد
اما سياست امريكا مىخواهد كه رابطهى پنهانى با سران مؤثر در ايران داشته باشد!!!!
ـ ديدارهای محرمانهى اوباما با سركردگان رژيم ايران: منابع دولتی در گفتوگو با نشریهى تایم اعلام کردند که اوباما بطور شخصی سه مرتبه بصورت محرمانه و چند جانبه با ایرانیها در چهار ماه گذشته مذاکره کرده است. این گفتوگوها در ماه ژوئن آغاز شد، زمانی که سركردگان رژيم ايران به آژانس بینالمللی انرژی هستهای اعلام کردند که سوخت رآکتور تهران که در دوران شاه در سال ۱۹۶۷ توسط تکنسینهای امریکایی احداث شده بود در حال اتمام است. ایران خواستار کمک آژانس بینالمللی انرژی هستهای برای خرید ورقههای اورانیوم برای رآکتورهای خود برای تولید ایزوتوپ در درمان بیماریهای سرطانی و ایکس ریهاست. آژانس بینالمللی انرژی هستهای در عوض، این پیشنهاد را با امریکا در میان گذاشت. (۲۸ـ۷ـ۸۸) پيك ايران
يومُالطول يومُالقيامة يومُالآخر يومُالفتح
كارمايهى ميدانِ وحدتُالوجود
عالمِينُالآدميان
كه هر آدم زاويهى خود را با خدا دارد
ـ ارمانو اولمی کارگردان ايتاليایی: به اطلاع من رسیده که یکی از فیلمهایم در برنامهى نمایش بیست و ششمین فستیوال فیلم کوتاه در ایران قرار دارد. در همبستگی با ملت صلحجو و فیلمسازان و سایر هنرمندانی که تحت محاکمه هستند، من مایل به نمایش هیچیک از کارهایم در هیچ فستیوالی در رژيم جنايتكار ایران نیستم. من در فستیوالهایی که در کشورهایی برگزار میشود که در آن کشورها جنگی علیه کسی و اینگونه جنایات علیه بشریت در حال انجام است شرکت نمیکنم. من فقط در فستیوالهای کشورهایی که برای صلح کار میکنند شرکت میکنم. در نتیجه هر گونه شرکت کردن کارهای من در فستیوالهای رژيم ایران بر خلاف میل من است. برای تمامی برادران و خواهران ایرانی خودم آرزوی صلح، استقلال و آزادی دارم.
(۲۸ـ۷ـ۸۸) پيك ايران
ـ شعارنويسی: دانشگاه فردوسی مشهد
(۲۸ـ۷ـ۸۸) پيك ايران
![]() |
![]() |
ـ دانشجویان دانشگاه آزاد کرج در حرکتی خودجوش اقدام به برگزاری تجمع نمودند. در این تجمع نزدیک به دو هزار نفر از دانشجویان در آن حاضر بودند. اعتراض به عملكرد رژيم و احکام دانشجویان دانشگاه آزاد تهران مرکز اصلیترین دغدغهى آنان بود. دانشجویان معترض در حالی به سمت درب اصلی دانشگاه حرکت کردند که شعارهای مرگ بر دیکتاتور، ما زن و مرد جنگیم بجنگ تا بجنگیم، دانشجوی زندانی آزاد باید گردد، ... بارها در صحن دانشگاه طنینانداز شد. سرودهای «یار دبستانی من» و «ای ایران، ای مرز پرگهر» نیز بارها در این تجمع شنیده شد. دانشجویان سپس به سمت دانشکدهى حقوق و علوم سیاسی حرکت کردند. محوطهى دانشکده فنی شاهد حضور بسیار پررنگ و محسوس مزدوران حراست و لباس شخصیهای غیر دانشجو بود. فضای امنیتی حاکم بر دانشگاه به حدی بود که مزدوران حراست اجازهى تجمع بیش از سه نفر را به دانشجویان نمیدادند. این جو با حضور رئیس دانشگاه و رئیس حراست و رئیس دانشکده فنی شکل جدیتری بخود گرفت. دانشجویان بى توجه به فشار حراست و با ایجاد هستهى اولیهى تجمع به سمت دانشکده دامپزشکی حرکت کردند و تجمع خود را از این دانشکده آغاز نمودند.
(۲۸ـ۷ـ۸۸) آزادنا
![]() |
![]() |
آيا راه حل اينست؟ آيا پنـد تاريخ چنين است؟ آيا به سرگرم شدگانِ انسـانى و بساده زبانى، ميتوان راه را گفت؟ چطور و چگونه بايد حقايق را گفت و پذيرفت؟
مسلماً ايرانِ آزاد شده از دستِ رژيم پليد آخوندهاى شيطان، پس از بيرون آمدن از شرايط حال، بقاء پيدا مىنمايد و سازمان عَلَمِ حق و عدالت، از حال با برنامههاى دقيق و اهداف معلوم شده و با حفظ و هماهنگى و با هنجارِ وحدت و با حفظِ نظراتِ حق، راه روشن را طى مىنمايد
ـ بازتاب حادثهى ترور در بلوچستان در رسانهها: *روزنامهى فرانسوی "لا ژورنال دو لا اوت مارن" مینویسد: «گسترش خشونت در این منطقه از جهان، بسیار نگرانکننده است. در حال حاضر حس دشمنیای که بین شيعیان و سنیمذهبان در عراق وجود دارد، تبدیل به جنگ داخلی شده است. دقیقاً همین دشمنی که نشأت گرفته از درگیریهای قومی و مذهبی است در ایران و پاکستان نیز شدت میگیرد. غرب، بویژه امریکا موقعیتی سخت در میان این جبههها دارند و دائماً به دستداشتن در این درگیریها متهم میشوند.» *"تاگس اشپیگل" مینویسد: «این انفجار، ستون مرکزی قدرت رژيم را در ایران لرزاند. ستونی که احمدینژاد و خامنهای به آن بسیار وابسته هستند. در عین حال حملهى تروریستی در بلوچستان بازگو کنندهى مشکلات قومی و مذهبی است که به دلیل رویدادهای جنجال برانگیز پس از انتخابات به حاشیه رانده شده بودند. بخشی از این کشمکشها مربوط به اقلیت هفت میلیونی سنیمذهب در ایران است که خود را از جانب رژيم شیعی زیر فشار میبیند و برای احقاق حقوق خود تلاش میکند.» *"مرکیشه اودرتسایتونگ" از بلوچستان با عنوان «زمینی حاصلخیز برای عملیات تروریستی دیگر» یاد میکند: «کینه و دشمنی سنیمذهبان نسبت به رژيم شیعه و سپاه پاسداران شدید است. در ماه ژوئیه، ۱۳ تن از افراد گروه جندالله اعدام شدند. این انفجار بایستی هشداری برای احمدینژاد رئیس جمهوری ایران باشد. او تابحال موفق نشده است که شرایط زندگی در استان سیستان و بلوچستان را بهبود بخشد. این استان عنوان فقیرترین منطقهى ایران را دارد.»
(۲۸ـ۷ـ۸۸) پيك ايران
ـ سونامی بیکاری کشور در راه است: آمارهای رسمی داخلی و بینالمللی در کنار برآوردهای مقامات کارگری و کارفرمایی و فعالان بخش خصوصی از گسترش بیکاری در کشور طی ماههای آتی هشدار میدهد. «بررسی نرخ بیکاری افراد ۱۰ ساله و بیشتر در تابستان سال جاری حاکی از بیکاری ۳/۱۱ درصد از جمعیت فعال (شاغل و بیکار) کشور و افزایش ۱/۱ درصدی این نرخ نسبت به تابستان سال گذشته و ۲/۰ درصدی نسبت به بهار امسال است.» این خبری است که مرکز آمار درست یکروز قبل از تعطیلات سه روزه در پایان هفتهى گذشته منتشر کرد تا شاید انعکاس کمتری در جامعه داشته باشد اما با وجود این، بسیاری از فعالان این عرصه اعلام این نرخ را هشداری برای شروع بحران بیکاری در کشور در ماههای آينده عنوان کردند. ایران از لحاظ نرخ بیکاری رتبهى اول در منطقه و رتبهى هفدهم در جهان را داراست.
(۲۸ـ۷ـ۸۸) خبرآنلاین
ـ فرماندهى پليس تهران بزرگ با بیان اینکه در ۶ ماههى اول امسال ۴۳ هزار و ۹۶۳ فقره انواع سرقت در تهران رخ داده است، گفت: این آمار در مقایسه با مدت مشابه در سال قبل ۲۳ درصد افزایش یافته است.
(۲۸ـ۷ـ۸۸) خبرگزاری مهر
ـ مجلس روز سهشنبه با تصويب مادهى چهار لايحهى هدفمند کردن يارانهها، دولت را موظف کرد که طی پنج سال آينده برای حذف يارانهى گندم، برنج، روغن، شير و شکر اقدام کند. رئیس مرکز پژوهشهای مجلس گفته است، هدفمند کردن یارانهها، تورمی بالای ۶۰ درصد را به مردم تحمیل میکند.
(۲۸ـ۷ـ۸۸) ايران پرس نيوز
ـ روند خروج نخبگان از کشور را چه "فرار مغزها" بنامیم، چه "مهاجرت" و چه "رهایی" آنان از برخی ناهنجاریهای جهان سومی و... تفاوتی در اصل ماجرا نمیکند و آنچه مهم است اینکه این پدیده نه تنها واقعیت دارد، بلکه در سالهای اخیر تشدید نیز شده است بگونهای که برخی دانشگاههای معتبر امریکایی، کانادایی و اروپایی با مسرت اعلام کردهاند که میزان پذیرش دانشجویان ممتاز ایرانی آنها در مقاطع ارشد و دکترا، بطور ملموسی افزایش یافته و البته تجربه نیز ثابت کرده است که اکثریت قریب به اتفاق آنان هرگز به ایران برنمیگردند و ثمرهى علم آنها عاید ملتهایی میشود که بیشتر قدردانشان هستند. البته باید گفت که خروج نخبگان از کشور فقط به دانشگاهیان منحصر نمیشود، بلکه نخبگان مالی نیز راه خروج از کشور را در پیش گرفتهاند، مخصوصاً با برنامههای متنوعی که در برخی کشورها برای جذب سرمایهها و سرمایهداران در حال اجراست که طی آن کسانیکه مبالغی از چند ۱۰ میلیون تومان تا چند ۱۰۰ میلیون تومان را با خود به آن کشورها میبرند و سرمایهگذاری میکنند، اجازهى اقامت و حتی شهروندی میگیرند. در این باب، البته بسیار گفتهاند و نوشتهاند و طبیعی است که تا شرایط داخل کشور مهیای میزبانی مناسب مغزها و سرمایهها نباشد، این روند همچنان بیهیچ تعارفی ادامه خواهد داشت و گنجینهى کشور از اندیشهها و سرمایهها تهی خواهد شد. اما در کنار آسیبهای وضعیت موجود، که بدان بسیار پرداخته شده است، یک مصیبت (و نه صرفاً آسیب) نیز وجود دارد که بدان کمتر توجه شده است. میدانیم که بسیاری از ویژگیهای فردی از رنگ مو گرفته تا ویژگیهای رفتاری بصورت ژنتیکی از والدین و اجداد به فرزندان به ارث میرسد. در این میان، خصایص هوشی نیز از جمله مهمترین محمولههای ژنتیکی هستند که از نسلهای قبلی به ارث میرسد بطوریکه فرزندان و نوادگان انسانهای باهوش، عمدتاً (و نه الزاماً) از ضریب هوشی بالاتری برخوردارند. بدیهی است که بار توسعه و پیشرفت جوامع نیز بر دوش هوشمندان و نخبگان هر جامعهای است. حال وقتی در یک جامعه شرایط بگونهای باشد که نخبگان در گذر زمان آن را ترک میکنند، نه تنها خروج آنها مستقیماً جامعه را متأثر میکند، بلکه در دراز مدت ذخیرهى ژنتیکی کشور را نیز فقیرتر میکند و در نسلهای آتی، روند انتقال ضرائب بالای هوشی به "ایرانیان آینده" با اختلال مواجه میشود. در واقع خروج نخبگان از کشور، ماندگاری در خارج و ازدواج و زاد و ولدشان باعث انتقال این ویژگیهای ژنتیکی در نسلهایی در خارج کشور میشود. نتیجهى طبیعی و علمی این پروسه نیز این میشود که در دراز مدت متوسط ضریب هوشی ایرانیان کاهش مییابد بگونهای که در رسانههای دههها و سدههاى بعد، این تیتر تکرار نخواهد شد که ضریب هوشی ایرانیان از متوسط جهانی بالاتر است! در واقع، یک نخبهى علمی یا اقتصادی که از کشور خارج میشود، تنها دانش و استعداد فردی یا مقداری ثروت مادی از کشور خارج نمیکند، بلکه ژنهای نخبگی و کارآمدی را نیز را خود میبرد تا نسلهای بعدی او در خارج از ایران از آن بهرهمند شوند و جوامع میزبانشان را از آن بهرهمند سازند. نتیجهى کلام آنکه وضعیت کنونی پیامدهای راهبردی بزرگی دارد و تاریخ آیندهى ایران را بطور جدی تحت تأثیر قرار خواهد داد. بیگمان مسببان خروج مستمر نخبگان از کشور، نه تنها به ایران امروز که به آیندهى این سرزمین نیز ستمی بسیار بزرگ و غیر قابل اندازهگیری روا میدارند.
(۲۳ـ۷ـ۸۸) عصر ایران
![]() |
اصولاً چرا توجه نكنيم به مفهوم واقعىِ « زيستن»
در دورانى كه در آن انسان به اسارت در افتاده است.
دوران برترى ابزار و وسائل توليد، دورانى كه آدمهاى متعقل را نيز وا مىدارد
كه بصورت پيچ و مُهرههاى دستگاه عظيمى درآيند
و براى دوام بخشيدن هر چه بيشترِ استثمارِ طبقات اكثريتِ محكوم،
بوسيلهى طبقه قشر اقليت حاكم
ـ ۲۵ مهر مطابق با هفده اکتبر روز جهانی امحای فقر است. روزی که در آن سازمان ملل تعداد گرسنگان جهان را بیش از یک میلیارد نفر اعلام کرد. یعنی اینکه ما در جهان شرمآوری زندگی میکنیم که حدود یک ششم جمعیت آن، ستمدیدگان فقر و گرسنگیاند. بدتر آنکه قرار بود مطابق یک پروژهى سازمان ملل متحد، از سال ۱۹۹۰ تا سال ۲۰۵۰ فقر و گرسنگی در جهان پنجاه درصد کاهش یابد. متأسفانه آمار منتشر شده از سوی سازمان بینالمللی خواربار و کشاورزی نشان میدهد که در تحقق این پروژه هیچ پیشرفتی دیده نمیشود. بدون شک بحران مالی و اقتصادی جهانی بیشترین و مهلکترین ضربات خود را بر پیکر همین بخش آسیبپذیر جهان زده است. و ادامهى بحران بر طول عمر این تراژدی میافزاید بطوریکه سازمان ملل پیشبینی میکند که در طول همین سال ۲۰۰۹ صد میلیون نفر دیگر به زیر خط فقر سقوط میکنند. متأسفانه قارهى آسیا به مرکز اصلی قربانیان این فقر و فلاکت تبدیل شده است. یعنی با رقم ۶۴۲ میلیون، اکثریت فقرا و مستمندان جهان در آسیا زندگی میکنند. سازمان جهانی خواربار و کشاورزی سه کشور همسایهى ایران، یعنی: عراق، افغانستان و تاجیکستان را در زمرهى شانزده کشوری قرار داده است که از نظر خرابی اقتصادی، از بقیهى جهان آسیب پذیرترند. براستی فقر و گرسنگی در ایران چه جایگاهی دارد؟ خط واقعی فقر در کجا قرار دارد؟ مقامات کشور چگونه با فقر مبارزه میکنند؟ و چه بخشی از جمعیت ایران زیر خط فقر قرار دارد؟
(۲۸ـ۷ـ۸۸) رادیو فرانسه
![]()
![]()
ـ زلزلهى ۴ ریشتری شنبه (۲۵ مهرماه) جنوب تهران باعث بوجود آمدن شایعات فراوانی شد. عدهای با توجه به عدم ثبت جهانی این زلزله شایعات و گمانهزنیهایی را دربارهى اینکه "لرزهى روز شنبه تهران ناشی از زلزله نبوده است" را دهان به دهان چرخاندند. دلیل اصلی عدم ثبت جهانی زلزلهى اخیر در تهران عدم گزارش سایتهای محلی و ملی ثبت زلزله در ایران به سایتهای جهانی ثبت زلزله بوده است.
(۲۸ـ۷ـ۸۸) سایت عصر ایران
ـ نشریهى تایم با بررسی تاریخچه، موقعیت جغرافیایی و ساختار زمین شناسی شهرهای مختلف جهان، پنج شهر را که در آینده احتمال وقوع زلزلهى شدید در آن وجود دارد معرفی کرده که یکی از این مناطق تهران است. مناطق ذكر شده: لسآنجلس: زلزله همیشه بخشی از گذشتهى لسآنجلس را تشکیل داده است که در نتیجه قسمتی بزرگ از آینده این ایالات امریکایی نیز خواهد بود. رکوردهای زمین شناسی نشان میدهد هر ۱۵۰ سال یکبار در این منطقه زلزلهای شدید رخ خواهد داد. شواهد موجود نشان میدهد زلزلهى بعدی در این شهر بسیار وحشتناک و خونآلود خواهد بود. توکیو: جمعیت ژاپن ۴.۵ برابر جمعیت ۳۶ میلیون نفری کالیفرنیا است و اکثر ژاپنیها در شهرهای متراکم و پرجمعیت زندگی میکنند. همین موضوع میتواند ژاپنیها را بیشتر در معرض خطر ناشی از زلزلههای شدید قرار دهد که این خطر در شهر توکیو با جمعیتی برابر ۱۳ میلیون نفر نسبت به دیگر شهرهای ژاپنی بیشتر است. تهران: تقریباً تمامی بخشهای ایران بر روی سطوح زلزلهخیز قرار گرفته و این کشور از گذشته رنج زلزلههای بسیار شدیدی را تحمل کرده است. پیشبینی میشود وقوع زلزلهای مشابه زلزلهى بم برای شهر تهران فاجعهای وحشتناک خواهد بود. ساختمانهای این شهر متفاوت از ساختمانهای مقاوم شهرهایی مانند: توکیو و سان فرانسیسکو کاملاً سست بوده و بسیاری از ساکنان خانههای بتنی غیر مقاوم در صورت وقوع زلزلهای شدید به کام مرگ خواهند رفت. زمانی وزارت بهداشت ایران اعلام کرده بود که در صورت وقوع زلزلهای ۷ ریشتری بیش از ۹۰ درصد از بیمارستانهای تهران نابود خواهند شد. این شهر به اندازهای در خطر زلزله قرار دارد که گفتگوهای متعددی دربارهى تغییر دادن پایتخت صورت گرفته است. شمال غرب اقیانوس آرام: ساکنان منطقهى بارانخیز کاسکادیا در واقع بر روی یکی از خطرناکترین گسلهای جهان قرار گرفته و در صورت وقوع زلزلهى عظیم بطور قطع دچار مشکلات فراوانی خواهند شد. اندونزی: منطقهى حلقهى آتش نیم دایرهای که از صفحات زمینی فعال و آتشفشانهای خروشان در کنارهى اقیانوس آرام برخوردار است. این منطقهى زلزلهخیزترین بخش سیارهى زمین است و بر همین اساس متحمل زلزلههای شدید، انفجارهای آتشفشانی و تسونامیهای متعدد شده است. متأسفانه دانشمندان در انتظار وقوع زلزلههایی سهمگینتر در این منطقه از سیارهى زمین هستند.
(۲۷ـ۷ـ۸۸) خبرگزاری مهر
ـ تورم و گرانی که این روزها صدای خیلیها را به فریاد تبدیل کرده حالا به یک وجب خاک در بهشت زهرا (س) هم رسیده و بزرگترین قبرستان ایران دچار پدیدهى بالانشینی و پاییننشینی شده است!! این روزها قبرها هم دچار اختلاف طبقاتی شدهاند و درجهبندیشان بر اساس دارایی و نداری آدمها تغییر میکند و اینجا هم اسکناسهای سبز و تراولهای رنگی حرف اول و آخر را میزند! مدیرعامل سازمان بهشت زهرا (س) تهران در این باره گفت: قیمت قبر در بهشت زهرا (س) بسته به نوع قبر و قطعهى آن متفاوت است، بطوریکه بهشت زهرا هم درست مثل خود تهران، خانهها و محلههای شمال شهری و جنوب شهری دارد. در شهرداری تهران قیمت این قبرها هم توافقی است و گاهی تا ۲۰ میلیون تومان هم فروخته میشوند اما در محلههای جدید قطعههای دو طبقه با هزینهى خدمات به ۳۲۰ هزار تومان هم میرسد!
(۲۶ـ۷ـ۸۸) خبرگزاری مهر
ـ طرحی در سپاه پاسداران در حال اجراست که بر اساس آن بسیاری از افراد قدیمی این تشکیلات نظامی كه عميقاً با اعمال نادرست رژيم مخالفند، اجباراً بازنشسته و یا بازخرید میشوند و جای خود را به افراد تازه که از فیلترهای خاصی رد شدهاند، میدهند. یک منبع آگاه در سپاه پاسداران گفت که در این طرح قدیمیهاى سپاه را به اجبار بازنشسته میکنند. این فرماندهى سابق سپاه افزود: "مدتی است به افراد قدیمی سپاه ترفیع درجه داده نمیشود. حتی اگر توانسته باشند در مدارج مختلف تحصیلی موفق گردند. بر این اساس حقوق این افراد نیز ثابت مانده و افزایشی نداشته است. اما اگر این افراد که اکثریت آنها جزو بچههای جبهه و جنگ هستند حاضر به پذیرش بازنشستگی باشند، حقوقشان دو برابر خواهد شد."
(۲۶ـ۷ـ۸۸) سایت رویداد
ـ امريکا با صادرات ۲۴۳ تن برنج به ايران به جمع صادرکنندگان اين محصول به ايران پيوست تا روابط رژيم با امريکا در حوزهى اقتصاد گرمتر شود! اتفاقى که موازنهى تجارى دو کشور به ضرر ايران و به نفع امريکا شد. در سال ۸۴ که دولت احمدى نژاد بر سر کار آمد ميزان صادرات امريکا به ايران ۹۸ ميليون دلار بود اما در پايان سال ۸۷ پروندهى واردات از امريکا با رقم ۵۴۹ ميليون دلار بسته شد، يعنى در عرض سالهاي۸۴ تا ۸۷ واردات ايران از امريکا ۴۶۰ درصد افزايش داشته است.
(۲۶ـ۷ـ۸۸) اعتماد
دروغ و فريب آخوندهاى بىدانش و بىدين هويدا گرديده است
ـ "دروغ" از منظر اخلاقی و دینی در زمرهى گناهان کبیره محسوب میشود، اما ابعاد و پیامدهای این پدیدهى شوم اجتماعی و شخصی هنگامی بیشتر رخ مینماید که تبدیل به فرهنگی رایج شود و پیر و جوان و خرد و کلان جامعه برای پیشبرد کارهایشان خود را مجبور به دروغگویی و ریا کردن ببینند. حال اگر دروغگویی از سوی مراکز رسمی و آماری که قاعدتاً میبایست نقطهى اتکای مردم و مسئولان برای برنامهریزی صحیح و دقیق باشند، باب شود، میتوان گفت: جامعه در ورطهى یک فاجعهى عظیم و ملی قرار گرفته است. فاجعهای که روز گذشته رئیس سازمان بازرسی کل کشور بخشهایی از آن را اعتراف کرد و به صراحت و با ارائهى آمارهایی که مدعی بود واقعی است، آمارهای ارائه شده در سالهای گذشته از سوی مراکز آماری دولتی و رسانههای وابسته یا حامی دولت را به چالش کشید. وی در اظهارات خود به صراحت آمارهای ارائه شده در زمینهى شاخصهای اقتصادی در زمینهى تولیدات کالاهای استراتژیک در کشور را به زیر سؤال برد و با ارایه آمارهایی دیگر، مسئولان دولتی را به دادن آمارهای مخدوش و غیر واقعی و "غلو" کردن در ارایهى دستاوردهای دولت به مردم متهم کرد. دروغ، یک رذیلت است اما دارد تبدیل به یک فضیلت میشود! این فاجعه از زلزلهى ۸ ریشتری و سقوط هر روزهى هواپیما و هزار بلیهى دیگر نیز دهشتناکتر است و فراموش نکنیم حدیث معصوم را که فرمودند: اگر همهى بدیها و گناهان درون صندوقی نهفته باشند، کلید آن "دروغ" است.
(۲۶ـ۷ـ۸۸) عصر ایران
هدايت به سوى قيام وحدت
آنچه كه آدم نياز به آن دارد كه در درونِ آدم قلم زده شده است، شأن است
اهتزازِ حق و عدالت، حفظِ شأن آدم است،
حفظِ شرافت و شخصيت و اخلاق است
(( نَبَرد))
هدفِ نَبَرد، پاداَفرهِ آتشافروزان است كه راه و رسمِ همبستگى
و هماهنگى نخواهند و فروغِ انديشه را بگسلند
نَبَردِ با شياطينِ باطلُالضالين، براى حفظِ دانش و دين و
حفظِ فرهنگ و تمدن است. نَبَرد، براى حفظِ اطمينان و
امنيت و صلح و دوستى و ترس از خدا است كه اين حفظ، وجدانِ آگاه، مايهى آن است
ـ انتظامات واحد تهران مرکز دانشگاه آزاد، از صبح امروز (دوشنبه)، از ورود دستکم چهارده نفر از دانشجویان این دانشگاه به این واحد جلوگیری کردهاند. این درحالی است که همزمان، حضور مزدوران لباس شخصی در اطراف این دانشگاه کاملاً مشهود میباشد. بنا بر همین گزارش هماکنون دانشجویان این دانشگاه مشغول جمعآوری امضاء در اعتراض به این عمل مسئولان دانشگاه هستند. پیش از این نیز تعدادی از فعالان دانشجویی این دانشگاه از سوی ریاست دانشگاه تهدید به اخراج و چهار نفر از دانشجویان نیز به دفتر پیگیری وزارت اطلاعات در چهار راه ولیعصر احضار گردیده بودند. گفتنی است دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز از آغاز سال تحصیلی جدید، شاهد سه اعتراض بزرگ دانشجویی به نتایج انتخابات دهم و حوادث خشونتبار پس از آن بوده است و فعالان دانشجویی این دانشگاه اعلام کردهاند که در روزهای سهشنبه هر هفته به این اعتراضها ادامه خواهند داد.
(۲۷ـ۷ـ۸۸) بامداد خبر
ـ پس از امضای طوماری در دانشگاه علم و صنعت برای بازگشت دانشجویان ممنوعالورود شده و ادامه یافتن بانگ "الله اکبر" در سلف غذاخوری دانشگاه علم و صنعت، وزارت اطلاعات با خانوادهى برخی از دانشجویان دانشگاه علم و صنعت تماس گرفته و آنان را تهدید کرده است. مزدوران وزارت اطلاعات دانشجویان را به بازداشت تهدید کرده و خانوادههای این دانشجویان نیز به برخورد با مشکل و مانع در ادامهى زندگی تهدید گشتهاند.
(۲۷ـ۷ـ۸۸) خبرنامهى امیرکبیر
ـ روز شنبه ۱۷ اکتبر ۲۰۰۹ تعدادی از ایرانیان و آلمانیها با شعارهای نوشته شده بر جلد کتابها، از قيام مردمی ایران حمایت کردند. در این آکسیون با حضور در غرفههای رژيمهاى ایران، روسیه و چین، پیام مردم مبارز ایران را به مردم شرکت کننده در این نمایشگاه کتاب رساندند. آنها همچنین خواستار آزادی، دمکراسی، آزادی بیان، آزادی مطبوعات، آزادی زندانیان سیاسی، پایان دادن به بيدادگاههای نمایشی، پایان دادن به شکنجه در زندانها و لغو حکم اعدام بازداشتشدگان حوادث اخیر در ایران را شدند. با حضور صلحآمیز در سالنهای متعدد، مردم شرکتکننده نیز با دست زدن و نشان دادن علامت پیروزی از این آکسیون حمایت کردند.
(۲۶ـ۷ـ۸۸) کمیته همبستگی از مردم ایرانـ فرانکفورت
ـ با گذشت ۱۹ روز از بازداشت علاالدین نور محمدزاده، منتخب سه دورهى مردم تبریز در شورای شهر، عضو فعلی و رئیس سابق شورای شهر تبریز، بر خلاف وعدههای داده شده از طرف مسئولین قضایی تبریز، این عضو شورای شهر تبریز همچنان در بازداشت و اعتصاب غذا بسر میبرد. از این رو خانواده و جمعی از دوستان و مردم تبریز روز پنجشنبه از حوالی ساعت ۱۱ در حمایت و تأکید بر بیگناه بودن نور محمدزاده، در مقابل استانداری آذربایجان شرقی در تبریز تجمع کرده و خواهان آزادی و خاتمه دادن به بازداشت غیر قانونی وی شدند. این تجمع آرام مردمی تا عصر روز پنجشنبه ادامه داشت که با وعدههای مسئولین مبنی بر آزادی نور محمدزاده خاتمه پیدا کرد. اما متأسفانه تا شب روز جمعه خبری از آزادی ایشان نشد و همین امر باعث شد روز شنبه ۲۵ـ۷ـ۸۸ برای دومین روز مردم و خانوادهى ایشان جلوی استانداری تبریز اقدام به تجمع و اعتراض کنند.
(۲۶ـ۷ـ۸۸) فعالان تبريز
![]() |
ـ در هفتهى پر تساوی ليگ برتر فوتبال ايران، جام خليج فارس، استقلال و پاس در همدان يک بازی بدون گل را پشت سر گذاشتند. آنچه در ديدار اين دو تيم قديمی و ريشهدار بيش از جريان بازی به چشم آمد، ادامهى روند شعارهای اعتراضآميز آن بر عليه رژيم در همدان بود. مسألهای که باعث کوتاهی تا حد قطع صدای تماشاگران شد.
(۲۶ـ۷ـ۸۸) سایت رویداد
ـ طبق روال شنبهها در هر هفته، مادران عزادار و خانوادهى زندانیان جانباختهى راه آزادی، هنرمندان، دختران جوان و تعداد زیادی از مردم با در دست داشتن شمع در میدان آب نمای پارک لاله دست به راهپیمائی زدند. آنها برای ابراز همدردی با خانوادههای عزادار و اعتراض به سرکوبها، کشتار، شکنجه و تجاوز، از ساعت ۱۷ در میدان آبنمای پارک لاله شروع به تجمع کردند و به یاد شهدای راه آزادی در حالیکه شمعهای روشن بدست داشتند، یک دقیقه سکوت و برای آزادی تمامی زندانیان سیاسی ۳ بار شعار الله اکبر در حالیکه دستهای خود را به نشانهى پیروزی بالا گرفته بودند، سردادند. ايشان بدون توجه به مزدوران لباس شخصی و پليس و اعمال آنها تا پایان ساعت تعیین شده به اعتراضات خود ادامه دادند.
(۲۵ـ۷ـ۸۸) فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران
خيانتكاران به حق انسانيت
ـ تورهای صیادان شمال در حالی از چند روز قبل در کرانهى خزر پهن شده که این صیادان با مشکلات عدیدهای روبرو هستند و برای رفع مشکلاتشان از مسئولان توجه، حمایت و برنامهریزی جدی دارند تا آنها را از تور مشکلات برهانند. نامناسب بودن درآمد اقتصادی، آلودگی آب دریا، کاهش ذخایر آبزیان، مشکلات مربوط به بیمه، نبود امنیت شغلی و حمایت نشدن از جمله مشکلاتی است که صیادان گلستان را رنج میدهد. در حال حاضر حدود ۱۴۰۰ صیاد گلستانی در قالب ۲۰ شرکت تعاونی صیادی و یک اتحادیهى صیادی در استان فعالیت دارند و روزیشان را از دریا صید میکنند. در هر مرحله از صید مقدار قابل توجهی انواع آلایندهها مشاهده میشود. سرانهى درآمدی هر صیاد برغم سخت بودن این حرفه، پاسخگوی هزینههای زندگی نیست. اکنون صیادان فقط در شش ماه از سال و فقط در فصل صید بیمه هستند و در ماههای دیگر از مزایای آن بهرهمند نیست. سهم صیادان در پرداخت حق بیمه حدود ۲۷ درصد معادل ۵۰۰ تا ۶۰۰ هزار ریال است که بسیاری از صیادان از پس تأمین این مبلغ برنمیآیند. مشکلات مربوط به گرانی آلات و اداوات صیادی نیز فعالان این عرصه را با مشکل روبرو کرده و اکنون بیشتر صیادان برای خرید تجهیزات و ادوات به بانکها بدهکارند. نبود امنیت شغلی در این عرصه از دیگر چالشهای روبرو بوده و مسئولان باید با برنامهریزی و حمایت جامع از این قشر حمایت کنند.
(۲۴ـ۷ـ۸۸) خبرگزاری مهر
ـ روزنامهى خورشيد که سياست خود را بر حمايت از مواضع سياسى، اقتصادى و اجتماعى فرهنگى احمدى نژاد قرار داده است به سازمان تأمين اجتماعى تعلق دارد و آنگونه که مسئولان اين روزنامه خبر دادهاند بودجهى انتشار روزنامه از محل موجودىهاى سازمان تأمين اجتماعى تأمين مىشود که ناگفته روشن است پولى که تأمين اجتماعى صرف انتشار اين روزنامه مىکند به کارگران تعلق دارد که بصورت ماهانه بخشى از درآمد خود را به حساب تأمين اجتماعى واريز مىکنند!!! مسئولان سازمان تأمين اجتماعى با چه مجوز يا توجيه اقتصادى به انتشار اين روزنامه دست زدهاند؟ اين روزنامه که فعلاً در ۲۴ صفحهى اصلى و ۱۶ صفحهى ضميمه تمام رنگى و با کاغذ گرانقيمت منتشر مىشود، به قيمت ۱۰۰ تومان به خوانندگان عرضه مىشود و البته اين قيمت يک دهم هزينهى تمام شده هر نسخه از روزنامه با چنين کيفيت چاپ و تعداد صفحات نيست و البته اگر هزينههاى اوليه روزنامه را که عبارت از تأمين ساختمان، چينش تحريريه، تأمين چاپخانه و... است هم بيفزاييم دست کم براى شروع کار چنين روزنامهاى چندين ميليارد تومان هزينه شده است و از آن مهمتر اين روزنامه به صورت روزانه دست کم ۱۰ ميليون تومان ضرر خواهد داد. همانطور که ميدانيم سازمان تأمين اجتماعى در تأمين حقوق و مزاياى بازنشستگان مشکلات زيادى دارد و چندين ماه است که اين سازمان توان پرداخت بدهىهاى معوقهى بازنشستگان را ندارد. پس سؤال اين است که چرا در چنين شرايطى روزنامهاى ضررده آن هم با اين حجم از سرمايهگذارى منتشر مىشود و چه کسى پاسخگوى صاحبان اصلى سرمايهى اين روزنامه يعنى کارگران تحت پوشش تأمين اجتماعى است؟!!
(۲۳ـ۷ـ۸۸) اعتماد
افشاى حقايق وظيفهى انسانى
معرفت خوبيها و بديها
ـ محمد نورىزاد، نویسندهای که اخیراً از جریان موسوم به اصولگرایان رژيم جدا شده، خطاب به باند خامنهای و احمدینژاد گفت: در نامهى امام على به مالک اشتر آمده که جامعهاى که ضعفاى آن در ابراز حق خود دچار لکنت شوند، رو به ويرانى است. اين يعنى فاجعه. يعنى توفانى که به طرف ما مىآيد و همهى ما را خواهد روبيد.
(۲۳ـ۷ـ۸۸) ايران پرس نيوز
ـ حضور چین بعنوان میهمان نمایشگاه بینالمللی کتاب فرانکفورت و شرایط سیاسی ایران، اعتراض هرتا مولر، برندهى نوبل ادبیات را نیز برانگیخت. خانم مولر در گفتوگویی با آخرین شمارهى هفتهنامهى "دی تسایت" آلمان ابراز تأسف کرد که ترور کمونیستی در تاریخ هنوز به درستی درک نشده است و جهان همچنان جنایات رژیمهای دیکتاتوری را نادیده میگیرد. هرتا مولر گفت: «به چین فکر کنید که میهمان نمایشگاه بینالمللی کتاب فرانکفورت است. به هنرمندی بنام "آی وایوای" فکر کنید که مزدوران امنیتی او را به باد کتک گرفتند. این دردناک است که میکوشند این مسائل را نسبی قلمداد کنند و راه سازشی بیابند که به چین امکان حضور میدهد. یا اینکه فکر کنید به ایران، جایی که جنایتکارانی که باید خودشان محاکمه شوند، دیگران را به بيدادگاه میکشند، زندانی میکنند و حتی به قتل میرسانند». انجمن قلم آلمان در گزارش تازهى خود نسبت به وضعیت نویسندگان از جمله در چین و ایران ابراز نگرانی کرد. بر پایه گزارش تازه انجمن جهانی قلم (پنکلوب) در شش ماههى نخست سال جاری میلادی، ۲۲ نویسنده، ناشر و روزنامهنگار در سراسر جهان به قتل رسیدهاند. مجموع تعداد نویسندگانی که در همین مدت به قتل رسیدهاند، بازداشت شدهاند و یا مورد حمله قرار گرفتهاند، در ۹۸ کشور جهان به ۶۴۴ نفر رسید. انجمن قلم در گزارشی که با عنوان "نویسندگان زیر فشار" انتشار داد، بویژه نسبت به وضعیت نویسندگان در چین ابراز نگرانی کرد که امسال میهمان نمایشگاه بینالمللی کتاب فرانکفورت است. این نگرانی در عین حال نسبت به وضعیت نویسندگان در کشورهای روسیه، برمه، ایران و کوبا اعلام شده است. بر پایهى گزارش پنکلوب، در حال حاضر بیش از ۵۰ نویسندهى چینی به زندان یا اسارت در اردوگاههای کار اجباری محکوم شدهاند. قائم مقام انجمن قلم آلمان، در این گزارش تأکید کرده است که «هیچ نشانهای از بهبود وضعیت در چین به چشم نمیخورد». به موجب گزارش انجمن قلم آلمان در نیمهى نخست سال جاری میلادی، ۶ نویسنده در جهان مفقودالاثر شدهاند که تاکنون هیچ رد پایی از آنان بدست نیامده است. ۱۳۶ نویسنده به زندان محکوم شدهاند و ۲۱ نفر دیگر بدون صدور حکم قانونی به زندان افتادهاند و علیه ۱۹۳ نویسندهى دیگر شکایت شده است.
(۲۳ـ۷ـ۸۸) دویچهوله
وعدُالله ذوالطول يومُالقيامة يومُالموعود يومُالطول محكمهُالآخر
ـ نمایندهى مسجد روستای "کراسنوـ اکتیابرسکایا" منطقهى "کیزلیار" داغستان روز چهارشنبه به «ریا نووستی» اطلاع داد که آیاتی از قرآن مجید بر روی بدن کودک نه ماههای که در این روستا بدنیا آمده پدیدار و خودبخود ناپدید میشوند. وی گفت: در خانوادهى یعقوبوفها ۹ ماه پیش پسری بدنیا آمد که نام علی بر وی نهادند. چند روز بعد از تولد بر بدن این نوزاد کلماتی به زبان عربی نقش بست. مادر این کودک توضیح داد زیر چانهى فرزندش بعد از تولد سیاهیهایی بوجود آمده بود که رفته رفته بعد از بهبود کلمهى "الله" جای آن نقش بسته است. وی گفت: این نوشتهها روزهای دوشنبه و جمعه پدیدار میشوند و در همین زمان دمای بدن نوزاد تا ۴۰ درجه بالا میرود. این نوشتهها سه روز باقی مانده و سپس به تدریج از بین میروند و سپس نوشتههای جدیدی بوجود میآیند. والدین تا زمانیکه بر روی بدن کودک جمله "حدیث مرا به مردم نشان دهید" بوجود نیامد، این مسئله را برای کسی مطرح نکرده بودند. رئیس ادارهى دینی مسلمانان داغستان از ارائهى توضیحاتی در این باره خودداری نمود و اطلاع داد که او هم مانند بقیه از این اتفاق در تعجب است. "عبدالله" امام مسجد روستای نامبرده معتقد است که این علائمی از سوی پروردگار است.
(۲۳ـ۷ـ۸۸) «ریا نووستی»
ذوالطول
حقيقةُالمطلق حق سبحان الله
وعدُالله
فرجامُالإنتظار
الحكمِ
عَلَمِ
حق و عدالت
السماواتِ والأرضِ السماءِ والآدمُالأسماء
آگاهىُالقيام
قيامُالوحدت وحدتُالقيام
خاصُالمسئوليةُالتكليفِ اكبرِ الهىِ مؤمنين
رضىُالله
ـ گزارش و نظرات مردمى از هموطنان: *در ابتدا آفرين مىگويم به بچههاى غيور دانشگاه آزاد مركز كه اينگونه مزدوران رژيم را به زانو درآوردند كه مجبور شدهاند به تجمع مسالمتآميز آنان هجوم بياورند. به جرأت مىتوان گفت: كه اين عكسالعمل مزدوران بسيجى نوعى اعلام جنگ به دانشگاهها مىباشد. در اين شرايط مردم و قيام مردمى ايران بايد با قدرت تمام از دانشگاه و دانشجويان قهرمانمان دفاع نمود و گرنه بايد دوباره شاهد وقايعى مانند ۱۸ تير و ۲۵ خرداد باشيم. در حاليكه اگر دانشگاهها در محاصرهى ملت قرار بگيرد، رژيم و اوباشش ديگر هيچ غلطى نمىتوانند بكنند و از طرف ديگر متوجهى حمايت ملى از جنبش دانشجويى خواهند شد. اميدوارم بچههاى ايران هر چه سريعتر سازماندهى حركات اعتراضى در حمايت از دانشجويان را داشته باشند. *با درود فراوان و سپاس از انتشار خبر"پاداش ۵۰۰ هزار تومانی به چماقداران بسيجی"يادآور مىشوم كه سه تن از کارمندان وابسته به بسیج انستیتو پاستور ایران به نامهای: سعید موسوى، علی ترابی و شهبازی که از افراد بدنام در بین پرسنل انستیتو پاستور میباشند و مدرک تحصیلی آنها به دیپلم هم نمیرسد، در ایام اعتراضات مردمی چماق بدست گرفته و به اموال عمومی و مردم معترض حمله میکردند. این افراد مزدور، مزد این خوش خدمتی خود را با ۳۰۰ ساعت اضافهکاری که فرماندهى آنها محمد عزیزی برای آنها در نظر گرفت و به حساب آنها پرداخت شد، دریافت کردند! این در حالی است که اضافهى کار شیفتی سایر پرسنل که در سال به ۳۰۰ هم نمیرسد، بارها از سوی انستیتو پرداخت نشده است. *آیا میدانید حدود هشت میلیارد قطعه اسکناس در کشور وجود دارد و اگر یک میلیون نفر اقدام به شعارنویسی روی اسکناسها کنند هر نفر باید روی هشت هزار قطعه اسکناس شعار بنویسد تا تمام اسکناسها شعارنویسی شده باشد. پس بجنبیم که کار زیادی پیش رو داریم. *همه با هم و صرفنظر از باورهای متفاوتمان و صرفنظر از اینکه محکومین به اعدام متعلق به چه سازمان و یا گروهی هستند باید با تمام وجود در برابر احکام اعدام آنها ایستادگی کنیم. *اى خدا میشه ۱۳ آبان و يا روزهاى ديگر تمام مردمان زجر کشيدهى ايران از خونههاشون بيان بيرون. با يک قيام بزرگ مىتوانيم اين رژيم از داخل پوسيده و سايهى شومشان را از ايران عزيزمان پاک کنيم.
(۲۳ـ۷ـ۸۸) ايران پرس نيوز
ـ پوستر برای تظاهرات ضد رژيم در ۱۳ آبان
(۲۳ـ۷ـ۸۸) ايران پرس نيوز
![]() |
ـ تابلوی اعلانات دانشگاه، آن که میترساند خود بیش از همه ترسیده: روز سهشنبه بسیج دانشگاه تهران قصد برگزاری همایشی با عنوان «اندیشهای در سرازیری، بازخوانی تئوریک حوادث پس از انتخابات» در تالار فردوسی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران را داشت که دانشجویان این دانشکده در اعتراض به این همایش و کودتای انتخاباتی، عکسهای زندانیان پس از انتخابات را در نقاط مختلف این دانشکده نصب کردند.
(۲۳ـ۷ـ۸۸) خبرنامهى امیرکبیر
ـ از آغاز سرکوب اعتراضات گسترده به تخلف و تقلب در انتخاب مجدد احمدینژاد پس از انتخابات ٢٢خرداد، گزارشگران بدون مرز، هر روز درخواست تازهای برای همیاری با روزنامهنگاران وحشتزدهى ایرانی که مجبور به ترک کشور خود شدهاند، دریافت میکند. بیش از ٤٠ حرفهکار رسانهها از کشور خارج شدهاند. گزارشگران بدون مرز در این باره اعلام میکند: "این بزرگترین فرار جمعی روزنامهنگاران در بعد از انقلاب اسلامی در سال ١٣٥٧ است. رژیمی که رسانهها را "ابزار براندازی" اعلام میکند، با زندانی کردن و مجبور به ترک کشور کردن روزنامهنگاران میخواهد شاهدان وقایع را حذف کند. عکاس، فیلمبردار، گزارشگر روزنامههای توقیف شده، وبلاگنویس، همه متهم به "اقدام علیه امنیت ملی" شدهاند. خوشبختترین آنها به اروپا و یا امریکا راه یافتهاند و بسیاری دیگر از طریق قاچاقچیان خود را به کشورهای همسایه رساندهاند. در کشورهای میزبان از جمله: عراق، ترکیه و یا حتى افغانستان آنها با مخاطرات جدی رو در رو شدهاند. راست این است که امروز و برای این دسته از پناهندگان کنوانسیون ١٩٥١ ژنو پاسخگوی شرایط نیست. "ما از کشورهای اروپایی میخواهیم درهای کشور خود را برای پناه دادن به این روزنامهنگاران و حمایت از آزادی بیان در ایران بگشایند."
(۲۳ـ۷ـ۸۸) گزارشگران بدون مرز
ـ چهار نهاد حقوق بشری به مناسبت دهم اکتبر، روز جهانی مبارزه برای لغو حکم اعدام، گزارش خود را پيرامون وضعيت اعدام در ايران منتشر کردند. گزارش موجود شامل ليستی از مشخصات افرادی است که در فاصلهى زمانی مهرماه ١٣٨٧ تا شهريور ١٣٨٨ در ايران حکم اعدام در مورد آنها به اجرا در آمده است. اطلاعات مندرج در اين گزارش عمدتاً مبتنی بر اخبار خبرگزارىها، روزنامهها و سايتهای خبری متفاوت داخل کشور و برخی منابع خبری خارج از ايران است. سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان، فعالین ایرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و امریکای شمالی، کمیتهى دفاع از زندانیان سیاسی و کمیتهى گزارشگران حقوق بشر در تهیهى این گزارش نقش داشتهاند. طبق اين گزارش حکم اعدام ٣٣٩ نفر در فاصلهى زمانی یاد شده به اجرا درآمده است که نسبت به سال پیشتر از آن ٥٣ مورد افزايش داشته است. حکم اعدام سه نفر از اعدامشدگان از طریق سنگسار به اجرا در آمده است. ٣٢ نفر از اعداميان از زندانيان سياسی، عقیدتی و امنیتی و ۱۰ نفر زن بودهاند. از ١١٢ نفر از اعدامشدگان که سنّشان در اين گزارش آمده است، ۶ نفر زير بیست سال، ۵۷ نفر بیست و یک تا سی سال، ۳۶ نفر سی و یک تا چهل سال، ۱۰ نفر ۴۱ تا ۵۰ سال و ۳ نفر بالای پنجاه سال سن دارند. همچنین ۴ نفر هنگام وقوع جرم کمتر از ۱۸ سال سن داشتهاند. هویت ۹۸ نفر از افرادی که اعدام شدهاند، اعلام نگردیده است. شهر تهران با ۵۳ مورد بیشترین احکام اجرا شدهى اعدام را بخود اختصاص داده است و به ترتیب زاهدان با ۴۷ مورد، کرج با ۴۵ مورد، اصفهان با ۳۱ مورد و شیراز با ۲۷ مورد بیشترین اعدامها را داشتهاند. قابل ذکر است که در فاصلهى زمانی تهيهى اين گزارش، ۳۰۳ نفر حکم اعدام دريافت کردهاند. که ۲۰ نفر آنها از زندانيان سياسی، عقیدتی و امنیتی هستند. ۱۲ نفر از آنها به سنگسار محکوم شدهاند. ۳۰ نفر آنها زن هستند. سن ۱۶ نفر از آنها کمتر از هجده سال است. گفتنی است که اسامی منتظرين حکم اعدام در اين گزارش نيامده است. نهادهای حقوق بشری که این گزارش را تهیه کردهاند میگویند با توجه به سانسور خبری، بازداشت فعالین سیاسیـ اجتماعی و مدافعین حقوق بشر، و عدم امکان تحقیق آزاد توسط نهادهای مدافع حقوق بشر در ایران، گزارش دارای کمبودها و نقایصی است.
(۲۳ـ۷ـ۸۸) صدای امريکا
ـ ديوارنويسی و اسکناسنويسی مردم
(۲۳ـ۷ـ۸۸) divarnevis.com
![]() |
![]() |
![]() |
![]()
![]()
شأنُالخير
شأنِ للمؤمنين والمؤمنات
يومِ يُنفُعالصادِقين صَدَقَهُم
أَجرَاء عظيمأ الأجرِ عِندالله
شأنِ تباركُالخاصُالمسئوليةُالتكليفِ أعظمِ الهى نورِ وحدتُالوجودِ مؤمنين
رضىُالله
اخبار زندانها و آنچه در اين هفته بر زندانيان و خانوادههاى ايشان و ساير ستمديدگان ايرانزمين
در تحت بيداد رژيم جنايتكار در حال فروپاشى آخوندُالشيطان
برگذشت...
ـ امروز پنجشنبه ۳۰ مهر طاهر فرامرزی به اتهام اقدام علیه امنیت ملی از طرف شعبهى۲ بيدادگاه انقلاب مهاباد احضار شد. بعد از اعتصاب سراسری ۲۲ تیرماه تا کنون این چندمین بار است که نامبرده از طرف مزدوران امنیتی احضار میشود. لازم به ذکر است که از طرف ارگانهای امنیتی از چند روز پیش بوسیلهى اس ام اس به اطلاع بیشتر بازداشتشدگان تیرماه گذشته مهاباد اعم از مسئولین سندیکاهای صنفی و مجمع امور صنفی رسیده که پروندهى آنها به شعبهى دو بيدادگاه انقلاب در مهاباد ارجاع شده است.
(۳۰ـ۷ـ۸۸) ايران پرس نيوز
ـ دو تن از آخوندهاى اهل سنت بنامهای: مولوی عثمان قلندزهی و مولوی عبدالرشید شهنوازی مدیران مدرسهى دینی مدینهى العلوم خاش و مدرسهى دینی دارالهدای اسماعیلآباد به بيدادگاه ویژهى آخوندها احضار شدهاند.
(۳۰ـ۷ـ۸۸) سنی نیوز
ـ بنا به گزارشات رسیده از شهر مهاباد روز شنبه ۱۷ اکتبر ساعت ۱ و نیم تعدادی از مزدوران ادارهى اطلاعات شهر مهاباد به قصد بازداشت خانم شهلا رشیدی، همسر فعال حقوق بشر کُرد شیرکو جهانی اصل به منزل وی حمله کردند. این در حالیست که شیرکو جهانی اصل، بیش از یکسال است به دلیل فشارهای ادارهى اطلاعات و اقدامی مشابه به خارج از کشور متواری شده است. مزدوران ادارهى اطلاعات با شکستن درب منزل به خانه وارد شده و پس از آنکه متوجه عدم وجود شهلا رشیدی شدند، اقدام به آزار مادر پیر جهانی به نام حمیرا نورانی و فرزند ده سالهى وی به نام ماردین کردند. مزدوران مذکور سپس کامپیوتر، تعدادی از کتابها و مجلات و کلیهى سیدیهای شخصی خانم رشیدی و آقای جهانی را تصاحب کرده و با خود بردهاند. مزدوران ادارهى اطلاعات تا ساعت پنج بعدازظهر منتظر بازگشت خانم رشیدی مانده و پس از عدم بازگشت وی با گذاشتن جاسوسهای خود در اطراف منزل، آنجا را ترک کردهاند. خانم رشیدی که مورد تهدید و حملهى مزدوران اطلاعات قرار گرفته است با در دست داشتن ویزای سفر به سوئد که از سفارت این کشور در تهران دریافت کرده است، به ناچار روز دوشنبه به همراه فرزندش از کشور خارج و هم اکنون در مکان نامعلوم بسر میبرد. جای ذکر است که خانم کژال شیخ محمدی، همسر یک فعال حقوق بشر دیگر به نام غفور محمدی نیز که همراه پسر ۱۶ سالهى خود به نام سرور، ویزای سفر به کشور سوئد را دریافت کرده است، بیش از بیست روز است که توسط مزدوران ادارهى اطلاعات بازداشت و تا کنون بلاتکلیف در زندان است. مزدوران دولتی جهت بازداشت وی نیز اقدام به شکستن درب منزل کرده بودند و تعداد زیادی کتابهای شخصی و کامپیوتر را با خود بردهاند. سرور محمدی هفتهى گذشته به ناچار و به تنهایی از کشور خارج شده است. گفته میشود که این موج بازداشتها به ویژه بازداشت خانوادهى فعالین مدنی و حقوق بشر که بعضی از اعضای خانوادههای آنها در خارج از کشور بسر میبرند، به نوعی فشار بر این فعالین میباشد. از سوی دیگر در طی هفتههای گذشته دهها تن از فعالین مدنی شهر مهاباد مورد تهاجم قرار گرفته و یا احضار شدهاند. پس از بازداشت خانم کژال محمدی یک فعال بانو به نام شیرین احمدی ساکن منطقهى دانشگاه آزاد مهاباد به اتهام همکاری با پژاک بازداشت و تا کنون تحت شکنجه میباشد. به همین اتهام یک زن و شوهر به نامهای: عزیز عبداللهی و لیلا خرازی که سابقهى سیاسی و زندان دارند بازداشت و تحت فشارند. این در حالیست که آقای عزیز عبداللهی از بیماری تومور مغزی رنج میبرد و با خطر جانی روبروست. همچنین یک جوان دیگر به نام شامال و چندین فرد دیگر که نامهایشان کاملاً معلوم نیست بازداشت شده و یا متواری گردیدهاند. همچنین تعدادی نیز از طریق تلفن به اطلاعات احضار شدهاند که از جمله میتوان به خانم نسرین روراست، از فعالین مدنی زن مهابادی اشاره کرد.
(۳۰ـ۷ـ۸۸) سایت کردانه
ـ سهیلا، بیپناهترین ایرانی، نمونهاى از مردم ايرانزمين كه زير سلطهى آخوندهاى شيطان به فقر و فلاكت و... افتاده و توسط قوانين پوشالى اعدام گرديد! سهيلا قديرى تنهاترين و بىپناهترين ايرانى که زندانهاى کشور تاکنون به خود ديده، ديروز اعدام شد. نه کسى را داشت که براى اعدام نشدنش به بيدادستان التماس کند و نه حتى بيرون در زندان اوين کسى منتظر بود تا انجام اعدام را به اطلاعش برسانند. کسى بدن بىجان او را تحويل نمىگيرد و هيچ ختمى بخاطر او برگزار نمىشود. از همهى درآمدهاى نفتى کشور فقط چند متر طناب نصيب گردن او شد و از ۷۰ ميليون جمعيت ايران تنها کسى که به او محبت کرد، سربازى بود که دلش آمد صندلى را از زير پاى سهيلا بکشد و به ۱۶ سال بىپناهى و فقر و آوارگى او پايان دهد و او را روانهى آن دنيا کرد که مأمن زجرکشيدگان و بىپناهان و راه به جايى نبردگان است. سهيلا ۱۶ سال پيش از خانوادهاى که هيچ سرمايهى مادى و فرهنگى نداشت تا خوب و بد را به او بياموزد، فرار کرد و ميهمان پارکهاى ميدان تجريش شد. حال او يک دختر شهرستانى يا دهاتى با لهجهى کُردى و لباسهايى بود که به سادگى مىشد دريافت به شمال تهران تعلق ندارد و از اينجا بود که ميهمان ثابت گرسنگى و سرماى زمستان و گرماى تابستان و نگاه کثيف و هرزهى رهگذران شد. پس از سالها آوارگى در حاليکه فرزند ناخواستهاى را حمل مىکرد، از سوى پليس بازداشت شد و براى اولين بار در زير سقف بازداشتگاه احساس خانه و مأمن داشتن را تجربه کرد. به گفتهى خودش کودک پنج روزهاش را کشت چون تحمل سختى و گرسنگى و آوارگى کشيدن فرزند دلبندش را نداشت. وقتى وکيل در جلسهى بيدادگاه از او مىخواهد که بگويد "دچار جنون شده بودم فرزندم را کشتم"، زير بار نرفت و باز تأکيد کرد من عاشق کودکم بودم، زيرا به غير از او کسى را نداشتم ولى نمىخواستم فرزند يک مرد معتاد و يک زن ولگرد بىپناه به روزگار من دچار شود. منطق زن فقيرى که در بيدادگاه تکرار مىکرد من روى سنگفرشهاى خيابان و زير باران بزرگ شدهام، آن کودک بىپناهتر از مادرش را به کام مرگ کشاند و پس از دو سال مادرش نيز به سرنوشت مشابهى دچار شد. اعدام بىپناهترين ايرانى اين سؤال را مطرح مىکند که گناه ولگردى و هرزگى يک انسان فقير و بىپناه و راه گم کرده بزرگتر است يا گناه جامعهى ثروتمندى که براى فنا نشدن امثال سهيلا اقدامى نمىکند. وجود امثال سهيلاى ولگرد و قاتل براى يک جامعهى پر ادعا و پر از مراسم پر ريخت و پاش زشتتر است يا بىتفاوتى نسبت به اينکه در لابلاى کوچه پس کوچههاى حوالى ميدان تجريش، انسانى در اثر سرماى دى و بهمن چنان به خود بلرزد که براى نمردن از سرما و گرم شدن، هر شب را در خانهاى سپرى کند. حال که از فقر و بىپناهى و به تعبير برخى، استضعاف امثال سهيلا احساس گناه نکرديم، از گرسنه ماندن او در خيابانهاى پر از رستوران تجريش شرمنده نشديم و از اينکه جايى را نداشته تا شبهاى زمستان را در آن سپرى کند، (جواب خداوند را چه ميخواهيم بدهيم). فرجام سهيلا قديرى و کودک پنج روزهاش ثمرهى يک بىعدالتى و يک ظلم غدار اجتماعى است که براى سر و سامان و پناه دادن به امثال سهيلا چارهاى نينديشيده. اگر نگاه سنتى خشن و بىعاطفهى سياه و سفيد جامعهى خود را به تجربهى ديگر جوامع متوجه کنيم، در مىيابيم بسيارى از کشورها راهحلهايى را تجربه کردهاند. کشورهاى اروپايى مراکزى را داير کردهاند که هدف از سازماندهى آن پناه دادن به کسانى است که براى مدت کوتاهى يا اساساً سرپناهى ندارند و بدون سرپناه فنا مىشوند. حتى در کشور ثروتمندى همچون سوئد يا انگليس زنانى که در اثر اختلاف خانوادگى از خانه فرارى مىشوند به مکانهاى تعريف شدهاى هدايت مىشوند تا آرامش بيابند و به زندگى عادى بازگردند. براى جامعهاى که مفتخر است هر ساله در مراسم و مناسبتها تعداد ديگهاى بار گذاشته شده صدتا صدتا اضافه مىشود و بسيارى از نهادها با يکديگر رقابت مىکنند، تأمين زندگى دو هزار يا پنجهزار نفر امثال سهيلا هزينه و سازماندهى کمرشکنى محسوب نمىشود. اعدام امثال سهيلا بعنوان نمايندهى فقيرترين اقشار آسيبپذير که از يکى از دورافتادهترين شهرهاى غرب کشور به تهران پرتاب شده، کدام حس عدالتطلبى کجاى دستگاه قضايى ما را اقناع مىکند و پاسخ مىگويد. آيا سهيلا قديرى شهروند دارندهى شناسنامه کشور ايران بخاطر محروميت و فلاکتى که کشيد و نقل آن، اشک همگان را در بيدادگاه درآورد بايد غرامت دريافت مىکرد يا حکم اعدام. يک هفتاد ميليونيوم درآمدهاى نفتى ايران که بالغ بر ۷۳۵ ميليارد دلار مىشود معادل ۱۰ هزار و پانصد دلار يا ۱۰ ميليون و ۵۰۰ هزار تومان مىشود. سهم سهيلا بعنوان عضوى از جامعهى ۷۰ ميليونى ايران با يک حساب سرانگشتى ۱۰۵۰۰ دلار يا ۱۰ ميليون و ۵۰۰ هزار تومان مىشود. در شرايطى که بسيارى از اقشار جامعهى ايران با تحصيل در آموزش و پرورش و تحصيلات دانشگاهى مجانى و با دريافت يارانههاى بهداشتى، غذايى و دارويى بسيار بيشتر از ۱۰۵۰۰ دلار از سهم درآمد نفتى تسهيلات دريافت کردهاند، سهيلا بعنوان شهروند جامعهى ايران هيچگاه امکان بهرهمندى از هيچ تسهيلات دولتى و ملى را نداشت. به همين لحاظ سهيلا بعنوان کسى که نتوانست از هيچ امکاناتى بهرهمند شود، بايد حداقل ۱۰ ميليون و ۵۰۰ هزار تومان سهم خود را از درآمدهاى نفتى ۳۰ سال گذشته دريافت مىکرد. و نيز بخاطر محروميتهايى که به آن دچار شد و عقبماندگى و عقبافتادگى مضاعفى را بر او تحميل کرد، مبالغ ديگرى را نيز بايد بعنوان خسارت دريافت مىکرد. به اين ترتيب سهيلا امکان آن را ميداشت تا اتاقى را اجاره کند، کار شرافتمندانهاى را بيابد و شبها از گرسنگى و زمستانها از سرما به خود نلرزد. شايد او مىتوانست خانوادهاى تشکيل دهد و لذت مادر شدن و همسر بودن را تجربه مىکرد و نيز فرصت مىيافت بجاى کشتن فرزند دلبندش با شيرين زبانى و شيطنتهاى کودکانهى او آرامش يابد. اما سهيلا بجاى آرامش خانواده و همسر و فرزند، در فشار حلقهى طناب دار آرام گرفت. حداقل او ديگر گرسنگى نمىکشد، از سرما به خود نمىلرزد و نگاههاى هرزه را تحمل نمىکند. بىترديد در رحمت و غفران خداوند رحمان و رحيم آرامش يافته است.
(۳۰ـ۷ـ۸۸) پيك ايران
ـ شاید اکثر شهروندان تهرانی با عبور از میدان هفتتیر، ساختمان بزرگ و نسبتاً زیبایی در ضلع شمالی این میدان مشاهده کرده باشند، این ساختمان که سالها ساختن و اتمام آن بطول انجامیده و ظاهر زیبایش باطن پلیدش را پنهان نموده مدت یکسال است که بازداشتگاهی است بنام مرصاد و بر اساس اطلاعات رسیده ظرفیت پذیرش ۳۰۰ زندانی انفرادی و ۱۰۰۰ نفر متهم در بندهای عمومیش را دارد. در بالای این بازداشتگاه سه دیش مخابراتی وجود دارد که از آنها برای ارتباطات استفاده میشود، البته اینکه آیا از این ساختمان هم برای پرتاب پارازیت استفاده میشود یا خیر هنوز اطلاعی نیست. در گرداگرد این ساختمان دوربینهای کنترل مدار بسته ایکس سی وشش وجود دارد که بالاترین زاویهى دید و کیفیت را دارد. این بازداشتگاه سه طبقه میباشد و چهار طبقه نیز در زیرزمین دارد. مجاری ورود و خروج متهمان و پرسنل آن در دو کوچهى بالا و پائین ساختمان و سه پلاک آنورتر بنا میباشد که در عکسهای ماهوارهای بوضوح قابل دید است. این بازداشتگاه زیر نظر سردار عراقی میباشد، پیش از این خبرهایی از حضور و دخالت نقدی در بازداشت و بازجویی از متهمان بسیج میآمد تا که خبر انتصاب نقدی به فرماندهی سازمان بسیج آن اخبار تأئید نشده را تأئید نموده. نقدی با سوابق بیشماری از احداث بازداشتگاههای بینام و نشان و بازجویی و شکنجه از متهمان مواجه هست و اکنون هم بازداشتگاهی با این وسعت و حتماً مجهز در اختیارش هست.
(۳۰ـ۷ـ۸۸) goftaniha.org
![]() |
![]() |
ـ دکتر داوود روشنی، عضو شاخهى جوانان جبهه مشارکت پس از احضار به دفتر پیگیری وزارت اطلاعات و مراجعه به آنجا بازداشت شده است. همچنين جواد ماهزاده رماننویس و روزنامهنگار بازداشت شد. ماهزاده که رمان او با نام "لبخندت را از من بگیر" که رمانی است دربارهى دههى ۶۰ از نگاه یک نوجوان و این روزها توسط داوران جایزههای ادبی در حال داوری است، هنگامیکه قصد رفتن به محل کار خود را داشت، بازداشت شد. مزدوران پس از بازرسی خانه، کامپیوتر او را نیز بردند.
(۳۰ـ۷ـ۸۸) سایت نوروز
ـ محمد کیانوشراد، پنجشنبه شب توسط مزدوران امنیتی بازداشت شد. کیانوشراد، عضویت هیأت علمی دانشگاه، نمایندهى سابق مجلس در دورهى ششم و عضويت جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب را در کارنامهى خود دارد.
(۳۰ـ۷ـ۸۸) پيك ايران
ـ اکثریت شرکتکنندگان در مراسم دعای کمیلی که قرار بود برای آزادی شهابالدین طباطبایی، عضو زندانی شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران برگزار شود، بازداشت شدند. شاهدان عینی میگویند که بسیاری از حاضران در مراسم دعای کمیل پس از شناسایی دستبند زده شده و سوار بر خودروهای ون به محل نامعلومی انتقال داده شدهاند. بر اساس آخرین اخبار مهرک میرابزاده، همسر شهابالدین طباطبایی، معصومه خوشصولتان (همسر مرتضی الویری) و فائزه ابطحی آزاد شدند. بقیه کسانیکه بازداشت شده بودند همچنان در بازداشت بسر میبرند. اسامی بازداشتشدگانی که خبر بازداشتشان تأیید شده به شرح زیر است: سعید نورمحمدی، هادی حیدری، محمدرضا جلاییپور، فریده ماشینی، ایمان میرابزاده (برادر همسر شهاب طباطبایی)، سکينه کريمزاده (همسر عبدالله رمضانزاده)، محبوبه حقیقی، سمیه مهرجو، زویا حسنی، سعیده کردینژاد، علی میردامادی، علیرضا طاهری، رضا میر، عطا تهرانچی، همسر آقای کیانوشراد، ساجده کیانوشراد، مهدی مظفری، مهدی مشرف، مهدی فتحی، علی کیانوشراد، اسماعیل صحابه، میثم ورهچهر، نسیم چالاکی
(۳۰ـ۷ـ۸۸) موج سبز آزادی
ـ حبيب لطيفى، دانشجوى كُرد محکوم به اعدام، بر اثر شکنجه مبتلا به چندين نوع بيمارى خطرناک شده است اما از سوى مسئولين زندان سنندج از درمان وى ممانعت مىشود. نامبرده که پيشتر بر اثر شکنجهى مزدوران اطلاعاتى دچار خونريزى کليه و بيمارى برونشيت مزمن (بيمارى عفونت ريهها) شده بود، نزديک به ۳ ماه است که دندانهايش عفونت کرده و اختلال جدى در دستگاه گوارش و معدهى نامبرده ايجاد شده است. اين در حاليست که خانواده و وکيل نامبرده چندين بار به مسئولين زندان و بيدادگاه مراجعه کرده اما جوابى نگرفته و تاکنون نيز اقدامى در راستاى درمان حبيب، صورت نگرفته است.
(۲۹ـ۷ـ۸۸) پيك ايران
ـ جمعی از خانوادههای نمایندگان ادوار مجلس که بعد از انتخابات بازداشت شدهاند در نامهای به علی لاریجانی با اشاره به اصول متعدد قانون اساسی مبنی اصل برائت، منع بازداشتهای بدون احکام قانونی، حق انتخاب وکیل، منع شکنجه برای گرفتن اقرار و منع هتک حرمت به کسانی که بازداشت شده باشند، از تضییعکنندگان حقوق زندانیان سیاسی به کمیسیون اصل نود مجلس شکایت کردند.
(۲۷ـ۷ـ۸۸) پارلمان نیوز
ـ مقبرهى عزتالله ابراهيم نژاد که در وقايع هجدهم تير ۷۸ کوى دانشگاه تهران کشته شد، شبانه تخريب و سنگ آن تعويض شده است. به گزارش خبرنگار ما افرادى از قبل سنگ قبر جديدى آماده کرده بودند که در آن هيچ اشارهاى به نوع درگذشت نشده بود و تاريخ را نيز از هجدهم تيرماه تغيير داده بودند. به اين ترتيب در سنگ قبر جديد نوشته شده است جوان ناکام عزتالله ابراهيم نژاد، تاريخ درگذشت ۱۹ـ۴ـ۷۸.
* نظر یک هموطن: آنانی که عزیزانشان توسط این جنایتکاران به هر دلیل کشته شده و در بهشت زهرا مدفون هستند، خوب میدانند که قبرها چگونه تعویض شدهاند. از مهمترین این تعویض سنگها در مورد کشتهشدگان سی خرداد سال شصت است که سنگ قبر دخترکان و پسرکان زیر هیجده سال، همگی با سنگ قبرهایی تعویض شده است که روی آنها افرادی معرفی میشوند که سنی حدود نود سال دارند. همهى این سنگها یک فرم هستند با نوشتهای ساده و بدون اضافاتی که معمولاً خانوادهها، خودشان بر متن سنگها میافزایند. نگاه به اینها، پردهى تزویر این رژیم را میدرد. هر کسی باور ندارد سری به قطعات قدیمی بزند تا به چشم خود ببیند، خیلی راحت میشود قطعاتی را که متعلق به دفن در گذشتگان سال هزار و سیصد و شصت هست، یافت.
(۲۶ـ۷ـ۸۸) روزنامهى اعتماد
![]() |
ـ بامداد روز گذشته مزدوران اداره اطلاعات کردستان حشمت مطاعی، دانشجوی کارشناسی ارشد پلیمر دانشگاه رازی کرمانشاه را که در هفتههای گذشته از طرف کمیته انضباطی دانشگاه ۲ ترم محرومیت از تحصيل و ۵۰۰ هزار تومان جریمه و محرومیت از تحصیلات رفاهی را دریافت کرده بود، در خانهى خود در شهرستان دهگلان بازداشت شد این در حالی است که تابستان گذشته نیز چند بار به اداره اطلاعات کرمانشاه احضار شد و مورد ضرب و شتم قرار گرفت.
(۲۶ـ۷ـ۸۸) زنان آذرمهر کردستان
ـ دلبر توکلی روزنامهنگار "سرمایه" و نیز بازرس انجمن صنفی روزنامهنگاران ایران در زمرهى آنهائی است که مجبور به ترک کشور شده است و اینک در ترکیه بسر میبرد. وى مىگويد: "من با وجود اینکه عضو هیچ یک از ستادهای انتخاباتی نبودم، تنها به دلیل انجام کار خبر رسانی مجبور شدم کشور را ترک کنم".
(۲۵ـ۷ـ۸۸) رادیو فرانسه
ـ محمدرضا مقیسه، رئیس کمیتهى پیگیری امور بازداشتشدگان و آسیبدیدگان حوادث اخیر بازداشت شد. وی ساعت ۱۰ صبح روز ۴ شنبه در منزلش بازداشت شده است. مرتضی الویری، دیگر عضو کمیتهى پیگیری امور بازداشتشدگان و آسیبدیدگان حوادث اخیر نیز پیشتر بازداشت شده بود.
(۲۵ـ۷ـ۸۸) سایت موج آزادی
ـ آموزشگاه علمى خيريهى دخترانهى وحدت در شهرستان کرج پلمپ شد. سازمان آموزشو پرورش شهرستانهاى استان تهران در نامهى ۱۸ خرداد امسال به ادارهى کل ارزيابى عملکرد و پاسخگويى به شکايات اين وزارتخانه، صريحاً فعاليت آموزشگاه را به دليل انتساب آذر فريزى مؤسس آن به دراويش گنابادى برخلاف مصالح منطقه و سازمان اعلام کرد و خواستار انحلال آن شد.
(۲۵ـ۷ـ۸۸) روزنامهى اعتماد
ـ بعد از ممنوعالتصویر شدن بیش از صد بازیگر معروف و سرشناس ایرانی و نیز ممنوعالخروج شدن تنی چند از بازیگران سینما، جعفر پناهی فیلمساز برجستهى ایرانی نیز که برای عقد قرارداد فیلم جدیدش عازم پاریس بود در فرودگاه ممنوعالخروج شد.
(۲۳ـ۷ـ۸۸) سایت موج آزادی
ـ پس از شکایتها و پیگیریها و مصاحبههای مادر هنگامهى شهیدی در خصوص وضعیت فرزندش که به وی اجازهى دستشویی رفتن را نمیدادند، سه نفر از سازمان زندانها برای رسیدگی به این قضیه به زندان اوین رفته و مسئولان مربوطه را مورد مؤاخذه قرار دادند. شیوا نظرآهاری پس از آزادی از زندان در مطلبی تحت عنوان "وقتی دستشویی ابزار شکنجه میشود"، مشکلاتی را که نوبت بندی دستشویی برای زندانیها ایجاد کرده، به تفصیل شرح داده بود. محدودیت استفاده از دستشویی همچنان دربارهى زندانیان مرد در بند ۲۰۹ اوین وجود دارد و همین نوبت بندی موجب بروز مشکلات مختلف کلیه و مثانه در میان زندانیها شده است.
(۲۳ـ۷ـ۸۸) سایت کانون زنان ایرانی
ـ در پی برگزاری مراسم گرامیداشت شهدای قيام مردمى اخير در روز یکشنبه در دانشگاه صنعتی خواجهنصیر، پنج نفر از دانشجویان این دانشگاه که در مراسم حضور داشتند، بصورت تلفنی به دفتر پیگیری وزارت اطلاعات در چهار راه ولیعصر تهران، احضار شدند. محبوبخواه، خدارحمی، حسین پوری و خالدیان برای اولین بار و حاجهمتی برای دومین بار در حالی به کمیتهى پیگیری وزارت اطلاعات احضار شدند که صبح روز برگزاری مراسم نیز یک دانشجوی دیگر این دانشگاه به همان دفتر احضار شده بود. "دفتر پیگیری" یکی از ساختمانهای معروف وزارت اطلاعات است که بازجویان و مزدوران امنیتی از آن به منظور تهدید فعالان سیاسی اجتماعی استفاده میکنند. این دفتر شامل یک سالن و چند اتاق بازجویی است و تمامی احضارها به آن بدون ارائهى احضاریه یا حکمی قانونی صورت میگیرد و بازجویان با تماسهای مکرر تلفنی با دانشجویان و خانوادهشان از آنان میخواهند با حضور در این ساختمان با وزارت اطلاعات همکاری کنند.
(۲۳ـ۷ـ۸۸) سایت نوروز
ـ ماجراى زندگى و در دام رژيم شيطانى افتادن يكى از هموطنانى كه نمونهاى است از ستمديدگان ايرانزمين: حامد روحینژاد، زندانی جوان و بیماری است که بسیار پیش از انتخابات توسط مزدوران امنیتی به اتهامات واهی بازداشت میشود. این زندانی با بروز اعتراضات گستردهى مردمی پس از انتخابات در ایران از سوی دستگاه امنیتی انتخاب و با وعده و تهدید مجبور میشود نمایشی را در مقام مجرم در بيدادگاههای حوادث پس از انتخابات ایفا کند که نهایتاً منجر به صدور حکم اعدام برای وی میشود. نامبرده با ارسال نامهای به مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران از فریب خوردن و قربانی شدن خود در یک سناریوی امنیتی خبر میدهد. نامهى مورد اشاره عیناً در پی میآید: اینجانب حامد روحینژاد فرزند محمدرضا که در شعبهى ۲۸ بيدادگاه انقلاب به اعدام محکوم شدهام، شرحی از زندگی و وضعیت خود را در پی مینویسم. وقتی زندگی در کوچه پس کوچههای جنوب شهر تهران، چیزی نیست که بتوان آن را انکار کرد و آنهم با حقوق ناچیز پدری که با سختی بیش از حد و حصر برای تهیهى لقمهای نان از صبح علیالطلوع تا آخر شب به سختترین کارها تن در میداد، تا حدی که گهگاه قادر به دیدن روی پر از درد پدر نبودیم. گذران بزرگ شدن در میان کودکانی که همگی در فقر و نداری، آه در بساط نداشتند، خاطرهای نیست که بتوان آن را از ذهن پاک کرد، اما سختتر از آن، سختتر از همهى این وقایع دستان ترک خوردهى مادری بود که با آب سرد به شستشو مشغول بود. اما خم به ابرو نمیآورد و تمام هم و غمش این بود که کوچکترین سختی در زندگی به ما وارد نشود و با نوازشها و بوسههایش، بار ناملایمات و نابرابریها را به جان میخرید و برای من نیز شرم و عذاب آورترین روز، روز پدر و یا روز مادر بود که تمام کوچهها و خیابانها را به دلهره میگذراندم تا که شاید با پولی ناچیز که آنهم از خودشان قرض گرفته بودم، برایشان هدیهای کوچک تهیه کنم. بار فقر و سختیهای یک خانوادهى کارگر از سویی و ابتلا به "بیماری ام اس" و مخارج طاقت فرسای آن، مرا به آنجا سوق داد که برای رهایی از این همه سختی، راهی خارج از کشور شوم. تا باری گرانتر از غم نان بر دوش خانواده نگذارم و خرج مداوا را بر آنها تحمیل نکنم. برای رفتن به اروپا یا آمریکا راهی سفر شدم، متأسفانه سر از عراق درآوردم، قاچاقچیان انسان، همهى پولم را گرفتند. در اربیل ۴ ماه در زندان ماندم. سپس آزاد شدم و به ناچار در یکی از رستورانهای آنجا شروع به کار نمودم و شب و روز کار کردم تا بتوانم پولی فراهم کنم. اما شدت بیماری و آوارگی در غربت دوباره مجبورم کرد به ایران بازگردم، البته برگشتن من کاملاً قانونی و با هماهنگی وزارت اطلاعات بود. بعد از بازگشت به "اطلاعات" رفتم و همهى داستان سفر را گفتم و آنها هم بعد از شنیدن به من گفتند، "تو مرتکب هیچ جرمی نشدهای و میتوانی به دانشگاه بازگردی"، اما متأسفانه ۱۰ ماه بعد یعنی در تاریخ ۱۴ اردیبهشت ۸۸ بازداشت شدم. تا در آینده قربانی نتایج انتخاباتم کنند. در مدت بازداشت در بازداشتگاه ۲۰۹ اوین، حدود ۴۰ روز انفرادی و احاطه شدن در یک چاردیواری، جز خواندن قرآن و نهجالبلاغه و یاد خدا، هیچ چیز نمیتوانست مانع پیشرفت بیماریم شود، علیرغم وعدههای بازجو و همیارانش، آنچنان به شکنجه و مرگ تهدید میشدم که گویا جزای خروج از کشور تنها مرگ است، شدت فشارها در آن حد بود که در برههای از دوران بازداشت، سمت راست بدنم تقریباً ۸۰ درصد از حس خود را از دست داده بود و من افلیج زمان را سپری میکردم، که البته چشم راستم به همین صورت مقدار زیادی از بینایی اش را از دست داد، اما در هر صورت به خواست خدا حس دست و پا و بدنم تا حد زیادی بازگشت، اما تاری چشمم کماکان به قوت خود باقیست و مشکل بیناییام مانع از رؤیت صحیح دور و برم میشود. در این مدت با عجز و لابه، التماس و همینطور با نوشتن درخواست و نامه از رئیس و همچنین پزشک بازداشتگاه خواستم وضعیت من بررسی شود، کوچکترین پیگیری در مورد من صورت نگرفت و نه تنها چنین نکردند بلکه با همان وضعیت فلاکتبار و لنگان لنگان مرا به بيدادگاههای علنی بردند و حتی در این وضعیت روحی و جسمی بسیار بد از تماس تلفنی و ملاقات با خانوادهام محروم بودم بطوریکه حتی از زندانی بودن در عراق و شکنجهى شدید شدن در آنجا برایم هولناکتر بود. اما سختترین دورهى بازداشت زمانی بود که صدای گریهى مادران دربند برای دوری از فرزندانشان و هق هق پدران که مدتها بود از بوسیدن فرزندان خود محروم بودند به گوش میرسید. یک روز پس از پایان انتخابات، تازه فهمیدم که انتخابات برگزار شده، بیخبر از فضای بیرون و در دریای خروشان اعتراضات مردمی با وعده و وعید مرا به جلسات بيدادگاه معترضان به نتایج انتخابات بردند، در حالی که هیچ ربطی به انتخابات نداشتم. اما بنا به خواست بازجویان اطلاعات و برای اینکه حق حیات و زندگیام را از آنها بگیرم در بيدادگاه حاضر شدم و خواستههای آنها را بر کاغذ آورده و بعنوان اعمال خودم ثبت نمودم. اما امروز بعنوان یک زندانی سیاسی اعلام میدارم که عضو هیچ گروه و حزبی نبودهام و هیچ ارتباطی با انتخابات ریاست جمهوری نداشتهام، هر گونه وابستگی را به جریان موسوم به نام انجمن پادشاهی رد نموده و اتهامات وارده را بر خود را کذب محض میدانم.
(۲۳ـ۷ـ۸۸) خبرگزارى هرانا
اى دادار هستى بخش يگانه يكتا
يا راهبرُالهادىُالحفيظ
يا سريعالرضا يا ستارالعيوب اى بخشندهى مهربان
از هدايت و پشتيبانى دائمى حضرت احديت سپاسگذاريم
پروردگارا ما را يارى بفرما تا در مسئوليت تكليفِ الهى با ا نضباط و نظمِ وحدت
ارادهى خداوند قدوس را به انجام برسانيم
سازمان عَلَمِ حق و عدالت


















