آقا ابراهيم ميرزايي راهبر : دوستم بدان، اين راه برگشتني نيست و لحظه و دورانساز از زمان و تا ظهور بيزمان فرارسيدني است گر همگان با تمامي ذرات وجودشان چه در موجودات جان و چه جهان نيمه جان هرگز قادر به ايستادگي در برابر انشايِ تن و روان نبوده و نيستند زيــــرا كه اين راه به پر تواني فَراباز راه انساني است، من به راهگشايي از همة مكـــــاتب جهان و آگاه بر سرنوشتِ نطفهها و بشريت طغيان زده راه نوئي مستقل از همة راهها نشان نمودم و به شال سرخم سوگند که فرمان بشریت را خواهم داد، مردگان را به شهادت زنده گان را بیدار و همراهان دلیر و هم پیمان را در یک فرمان انقلابی پیروز خواهم ساخت...